نقطه آغاز (2)

نقطه آغاز (2)

در مطلب گذشته که تحت عنوان "نقطه آغاز " به رشته تحریر آمد نگارنده تلاش نمود تا خوانندگان را متقاعد نماید که به نقطه آغاز فکر کنند اما ظاهرا" مطلب آنچنان درهم و پیچیده گردید که برخی خوانندگان محترم دقیقا نظر نگارنده را از طرح موضوع متوجه نشدند . خودنگارنده هم معتقد است که فشردگی مطلب و رنگ و بوی فلسفی آن تا اندازه ای باعث پیچیدگی شده است که هم اکنون تلاش می شود باز هم در این خصوص با بیانی روشن تر سخن گفته شود . در آنجا اشاره نمودیم که باید به نقطه آغاز برگردیم و این نقطه آغاز را با تمثیلی از مدیریت خداوند بر کائنات شروع نمودیم . بحث اصلی اینجاست که ما نیز تلاش کنیم از فرمول مشابهی که خداوند در مدیریت استفاده می کند بهره مند شویم . زیرا اساسا" وجود انسان ماهیتی الهی دارد و انعکاس نور الهی در سیمای انسان ممکن است و می تواند جانشین خداوند روی زمین باشد . حال اگر این جانشین خداوند تلاش کند تا با الگوی مشابهی از مدیریت خداوند بر کائنات استفاده نماید به بهترین مدیریت ممکن زمینی دست می یابد به همین دلیل لازم است که مدیریت خداوند را از نقطه آغاز خلقت مورد بررسی قرار دهیم و بدانیم که خداوند در آغار، ابتدا قانون را آفرید . توجه داشته باشید که تمامی قوانین حاکم بر طبیعت قبل از آنکه جهان آفریده شود وضع شده اند و سپس جهان آفریده شد . پس همانگونه که خداوند در آغاز قانون را وضع نمود ما نیز نیازمند وضع قانون هستیم . البته مقیاس مدیریت ما بسیار کوچک است و فعلا" زمین را به عنوان جهان خود انتخاب می کنیم و ایضا" جهانمان را می توانیم به خردی خودمان محدود کنیم . بسته به اینکه دامنه مدیریت در چه حوزه ای است برای آن قانون وضع می کنیم . لذا اولین کاری که باید انجام دهیم وضع قوانین مورد نیازمان بر حوزه مدیریتی است . اکنون هم از همین الگو پیروی می کنیم به این معنی که مجلس قانون می گذارد و دستگاه قضا نظارت می کند و دستگاه مجریه هم اجرا می کند و لیکن حالمان خوب نیست و طی سی سال اخیر که از انقلاب ما گذشته است به مطلوب نرسیده ایم که هیچ ، حتی به پای کشورهای غیر دینی و لائیک نیز نرسیده ایم و همین نرسیدن ها سبب وجود شعارهای اصلاح طلبی و اصول گرائی شده است . به این معنی که برخی از دولت مردان بر شعار اصلاحات تکیه می کنند و برخی هم بر شعار اصول گرائی و عجبا که هیچ یک تعریف مشخصی از آنچه که باید بدست آورد ندارند . نکته جالب تر اینکه اغلب این افراد عهده دار دستگاه اجرائی هستند و هیچ نقشی نمی توانند در اصلاح یا اصول داشته باشند و ما می دانیم که در شعارهای خود هم چندان موفق نبوده اند . پس لازم است به نقطه آغاز خود توجه کنیم که بلکه این مشکل را  پیدا کنیم و سپس قدم به قدم جلوتر برویم . اولین قدم ما وضع قانون اساسی کشور بوده است و سپس قوانین فرعی و جانبی را بعدها مجالس قانون گذاری وضع نموده اند و به همین منوال دستگاه های نظارتی و اجرائی هم مشغول کار بوده اند . تا کی می توانیم منتظر باشیم و دولت ها را منجی خود بدانیم . حتم دارم که همین حالا اگر از آنها سوال شود که می خواستید چه چیزی را اصلاح کنید جوابی نداشته باشند . اصلا" مگر اصلاح دست آنهاست . یا هم اگر سوال شود که کدام اصول را می خواهید اجرا کنید چه جوابی خواهند گفت ! لابد اصول معطل . اینک آن اصول دیگر معطل مانده هم هست که اگر هم اجرائی بشود مشکلات را دو چندان می کند . این یکی به نعل و دیگری به تخته کوبیدن است . باید برگردیم به نقطه آغاز تدوین قانون اساسی و اگر قرار است اصلاحی صورت گیرد از همان نقطه آغاز شروع بشود اما این هم ممکن نیست مگر با وجود شرایط آزادی بیان تا امکان نقد و بررسی فراهم شود و قوانین در بوته نقد و بررسی وزن خود و مفهوم خود را نشان دهند . حالا هر کس که مرد میدان است بسم الله که این گوی است و میدان و لیکن مجلس باید همت کند و اولین قانون آزادی بیان را بنا بگذارد . البته توجه داشته باشیم که قرار نیست هیچ بنائی را فرو ریزیم که هزینه های آن بسیار زیاد است اما می توانیم پایه های آن را مستحکم کنیم و بر اصلاح مداوم آن همت کنیم و همچنان براین مرمت و بازسازی ادامه دهیم و همانگونه که خداوند را به عنوان ناظم برتر پذیرفته ایم تلاش کنیم تا سر حد امکان اصلاحات انجام شده  همسو و هم جهت با قوانین الهی صورت بگیرد . والسلام .

نقطه آغاز

نقطه آغاز

ای نام تو بهترین سرآغاز                           بی نام تو نامه کی کنم باز

سر زلفش مثال لام و میم است            چو بسم الله الرحمن الرحیم است

الهی دستانمان دراز است به هدایت تو و ناامید نیستیم از حمایت تو . دیرگاهی است هفتاد و دو فرقه شدیم و سراسر عمرمان را در جهنم تو سپری می کنیم . باری دستانمان را بگیر و از گمراهی و ظلمت نجاتمان بخش . آمین یا رب العالمین .

هیچ می دانید سی و دو سال از انقلاب را پشت سرگذاشته ایم و همچنان با آرمانهای آن فاصله داریم . علت چیست و مسئله کدام است . هرگز بدنبال علت بوده ایم یا صرفا" در تلاش بوده ایم تا معلول را از بین ببریم . آیا می توانیم انگشت روی فرد خاصی بگذاریم و صرفا" او را مقصر بدانیم و یا  اینکه همه به نوعی در ایجاد وضع موجود مقصریم . اینهمه جنجالی که چپ و راست به راه انداخته اند و هر یک از اصلاح می گویند لیکن هرگز به هدف نمی رسند نشانه چیست ؟ آیا ممکن است هر دو گروه به بیراهه می روند و گره کور مشکلات در جائی دیگر است .

کدامیک از شما مدیریت الهی بر کائنات را به عنوان بهترین نوع آن نمی شناسد . هنوز انتهای جهان معلوم نیست که بتوان تعداد واقعی سیارگان و ستارگان را تخمین زد و احتمالا" لایتناهی است . آنگاه همه آنان بر طبق قوانین ناظم بزرگ در نظمی ازلی حرکت می کنند . و لذا تصادمی وجود ندارد و سالهاست که بر مدار خود می گردند . براستی که آنها ناظم خود را عبادت می کنند . انسان آنگونه که خود خداوند فرموده شایسته خلیفته الهی است و خلیفته الله کسی است که به ولی خود اقتدا می کند . خلیفته الله کسی است که جانشین خداوند است و لذا رفتار و صفات خداوندی در وی به ظهور می رسد . قانون می گذارد و قانون صحیح هم می گذارد و ناظر قانون هم هست زیرا خداوند چنین است . هر یک از موجودات که از قوانین سرپیچی می کنند و بر خلاف نظم طبیعی حرکت می کنند دچار آسیب میشوند و در گرداب حوادث گرفتار می آیند . بی شک آنچه مایه تمام گرفتاریهای ماست قانون گریزی و عدم التزام به اصول است . لطفا" برداشت اشتباه نشود که دیدگاه های چپ و راست را می گویم . آنها معلول را بدرستی شناخته اند هر چند هر کدام فقط یکی از معلولها را نام میبرد . لیکن هر دو گروه ار علت ها غافلند . دوست ندارم آن جمعی را که به قول جلال هرهری مذهبند و به دنبال کسب سیاسی هستند در این گروه ها جائی داشته باشند لیکن برای آنها که حقیقتا" اعتقاد و التزام دارند می خواهم مژده ای بدهم . فصل مشترک همه ما که باید مقدس تر از تمامی اعتقاداتمان باشد قانون است ، که معنی دیگر آن اصول است . باید به این یقه دریدن ها پایان داد و بدنبال اجرای قانون بود . حالا برویم سراغ جامعه خودمان تا ببینیم  وضعیت و جایگاه قانون کجاست . دوست دارم شما نیز همچون من هیچ دستگاهی را چون دستگاه قضای کشور مهم ندانید . کسی نباشد که در اهمیت و جایگاه دستگاه قضای کشور تردیدی داشته باشد و آن را چون لنگر کشتی نظام نداند . می دانم که بسیاری از قوانین کشور ناقص وقاضی را بر سر دو راهی می گذارد و نیازمند اصلاح است و لیکن گاه احکامی از دادگاه ها صادر میشود که روشن ترین قوانین موجود  را نقض می کند . اینجا دو برداشت حاصل میشود ، یا قاضی دچار اشتباه قضائی شده است یا هم اینکه تعمدا" در پی کسب انتفاع مادی یا معنوی دچار خطا شده است .

نقطه آغاز کجاست . دنبال کدام اصلاح می گردی . می خواهی به کدام اصول پایبند باشی . چندی است دعوایتان شده و با اینکه هر یک به نوبت قدرت را در دست داشته اید بیشترین انرژی اتان را صرف نزاعی بیهوده می کنید . هر یک سعی دارد با کارشکنی در کار دیگری او را ناکارآمد و ضعیف جلوه دهد . قطعا" که چنین میشود و دولت حاکم نمی تواند کاری از پیش ببرد . می دانید گرفتاری بزرگ کدام است ! همینکه مرجعی که باید جلو این دعواها را بگیرد ضعیف است . و البته ضعفش هم دلایلی دارد . اینکه لابد خود این دستگاه از نظم طبیعی خود خارج شده است . آنها که خود را دلسوز ملک و مملکت می دانند باید اجتماع کنند بر اصلاح نقطه آغاز . گفته شد که خداوند هم ناظم است و قانون گذار . البته کار مشکلی است که بشر بتواند قوانین بی عیب و نقصی بنا بگذارد و از ابتدای حضور بشر بر این کره خاکی  قوانین مرتبا" اصلاح شده اند .  تردیدی نیست که مغایرت قوانین بشری با قوانین الهی نوعی خروج از نظم طبیعی جهان است که عواقب شوم خود را دارد و لذا بطلان چنین قوانینی از آغاز معلوم است . گاه قوانین مانع رشد و بالندگی اجتماعی میشوند . بطور حتم این قوانین هم جایگاهی ندارند . اصولی که با قوانین و نظم طبیعی هماهنگ باشند و وضع آنها متضمن یک انتفاع اجتماعی باشد در رده قوانین خوب بشمار می آیند . برخی قانون اساسی را نیازمند اصلاح می دانند اما دقیقآ" و مشخصآ منظور خود را بطور واضح بیان نمی کنند . شاید نگران آن هستند که مبادا برخوردی بشود . این مقوله به آزادی بر می گردد که شعار اولیه انقلاب و اجداد تاریخی ما بوده است . یعنی اینکه بیائیم اول از همه و در نقطه آغاز قانونی به تصویب برسانیم که هیچ انسانی در هیچ کجای جهان در بحث نقد و انتقاد از قوانین موجود ، مجرم شناخته نشود و این قانون خواه بشری باشد خواه الهی چرا که ممکن است حتی تفسیری غلط از قوانین الهی صورت بگیرد و همین نکته لزوم این آزادی را دو چندان می کند .

متاسفانه جامعه حقوقی ما بسیار ضعیف است و چنانچه مباحثات حقوقی تا مدتهای مدیدی بحث اصلی رسانه های ما را تشکیل بدهد امید است خود بخود منجر به یک اصلاح اجتماعی بزرگی بشود چرا که بزرگترین ضعف فعلی جامعه ما ضعف حقوقی است که نمی تواند اعمال را با قوانین تطبیق بدهد و درست و نادرست را تشخیص بدهد . باید فضائی فراهم بشود تا احکام صادره از دادگاه ها مورد نقد و بررسی قرار بگیرد و مخصوصا" حقوقدانها نظر خود را بگویند و از طرفی بر علنی بودن دادگاه ها و دعوت از مردم جهت حضور در محاکم تاکید گردد . شاید لازم باشد ساعت تشکیل دادگاه ها به گونه ای تغییر کند که با کار روزانه مردم تداخل نکند . مردم نیز باید این کار را مانند تفریح شبانه بپندارند و همچنین تکلیف اجتماعی . این وضعیت خود بخود نظارت مردمی بر محاکم را افزایش و از صدور احکام ناعادلانه جلوگیری می کند . در قانون گذاران نیز دو عیب قابل مشاهده است . اول صدور قوانین مبهم و ناقص و دوم عدم نظارت بر کاربرد صحیح قوانین صادره که جا دارد نمایندگان کلیه مجالس قانون گذاری خود از مستمعان دائمی جلسات دادگاه ها باشند تا هم نقص قوانین احتمالی روشن شود و هم از صدور حکم مطابق نظر قانون گذار مطمئن شوند.از برکات چنین طرحی این است که جامعه ما در یک رنسانس تاریخی قرار می گیرد . مایلم در این خصوص بحث و جدل بکنید تا لااقل یا من متوجه خطای خود بشوم و یا هم ترغیبی باشد برای نقطه آغاز.

از حقوق چه می دانیم ؟

از حقوق چه می دانیم ؟

میزان آشنائی شما با حقوق چه اندازه است . تا کنون چند کتاب در مورد حقوق مطالعه نموده اید و یا حداقل آشنائی اتان با حقوق اساسی چقدر است . آمارها نشان می دهد که بیشتر مردم ایران با حقوق اساسی خود آشنا نیستند و در کمتر خانواده ای کتابچه قانون اساسی یافت میشود . خود نگارنده وقتی برای اولین بار قانون اساسی را مطالعه نمودم از بسیاری از بندهای آن که مربوط به حقوق متقابل دولت – ملت است بی اطلاع بودم .

البته این روزها خوشبختانه رسانه ها بیشتر به این موضوع می پردازند و این خود نقطه امیدی است . البته انتظار این نیست که همه ما حقوقدان باشیم لیکن قدری به اندازه نیاز لازم است . مخصوصا" قانون اساسی و آئیین دادرسی کیفری و قانون مجازات اسلامی .  درضمن کسانی که به سبب شغل خاص در حرفه یا فعالیت بخصوصی کار می کنند لازم است قانون مربوط به آن حرفه را مطالعه کنند  همچون روزنامه نگاران که می بایست با قانون مطبوعات آشنا باشند یا مدیران شرکتها که باید از قانون تجارت بدانند . بد نیست مثالی بزنم که برای خود نگارنده پیش آمد و آن زمان درگیر و دار پرونده کیفری ناشی از فعالیت روزنامه نگاری بودم . جهت تهیه لایحه دفاعیه لازم بود پرونده ام را مطالعه کنم و بعد از مراجعه به قاضی درخواست کتبی خودم را مبنی بر در اختیار گزاردن پرونده را به قاضی دادم و قاضی مربوطه با اینکه از سوابق بالائی برخوردار بود گفت که پرونده را فقط به وکیل شما می توانیم بدهیم و من هم وکیلی نداشتم ، معهذا چون در آئین دادرسی کیفری صراحتا" ذکر شده بود که متهم یا وکیل او می توانند پرونده را مطالعه کنند ، قانون مذکور را به قاضی نشان دادم و قاضی پذیرفت وسپس دستور داد پرونده در اختیار من قرار گیرد تا لایحه خود را تنظیم کنم .

 این مثال را به آن جهت آوردم که طرف مقابل من خودش یک قاضی و دارای تجربه و دانش حقوقی بود لیکن از این مسئله یا غافل بود یا تمایلی نداشت که من پرونده را ببینم . در هر حال همیشه در روابط بین ملت – دولت و روابط بین ملت – ملت قوانین و ضوابطی وجود دارد که افراد آشنا بهتر می توانند از حقوق خود دفاع کنند . همچنین در تعریف جرم چنین آمده است که"  جرم انجام فعل یا ترک فعلی است که به موجب قانون مجازاتی برای آن تعیین شده است " بنابر این یک شهروند اگر قانون را مطالعه نکرده باشد که بداند چه اعمالی جرم است و انجام ندادن چه اعمالی می تواند جرم باشد گاهی ندانسته می تواند به ورطه مجازات بیافتد و قانون هم هیچ کس را به بهانه اینکه از قانون بی اطلاع بوده و مرتکب جرم شده تبرئه نخواهد کرد .  البته بعضی جرائم مانند سرقت و قتل و کلاهبرداری به علت تکرار زیاد و موارد متعدد جرمهای شناخته شده ای هستند و لیکن بسیاری از اعمال هستند که  می توانند جرم باشند و مردم هم از آنها اطلاعی ندارند  . نمونه ای از این اعمال را می توان از شخصی نام برد که از زمان کودکی با شناسنامه دیگری زندگی نموده و ناگهان درخواست بازگشت به هویت خودش را می کند و پس از آن به جرم استفاده از شناسنامه جعلی تحت پیگرد قرار می گیرد و نهایتا" به حبس محکوم می گردد . 

 فکر نکنید که شما احتیاجی به حقوق ندارید ، همه نیازمند اطلاعات حقوقی هستیم و کمابیش افزایش دانستنیهای حقوقی جامعه ای امن تر و قانونی تر را بدنبال دارد . حتی مطالعه رمانها و داستانهای حقوقی تا اندازه زیادی جهت این آشنائی مفید است  و کاش دست اندر کاران هنر سینما و نمایش هم کمی بیشتر به این مقوله توجه نمایند تا آن دسته از مخاطبان که به هر دلیل فرصت مطالعه ندارند با مقوله حقوق آشناتر شوند . همه آنهائی که در کهریزک مورد ضرب و شتم واقع شده اند و چه آنهائی که ضارب بوده اند اگر از مبانی حقوقی اطلاعات بیشتری داشتند بطور یقین موضوع  آن قدر حاد نمی شد  که رهبری نظام دستور تعطیلی آن را صادر کنند . یا شنیدم که در جائی رئیس پاسگاه چند پسربچه را در آب انبار بازداشت کرده بود و بعد از آن هم  از آنها جهت بیگاری استفاده نموده است که هر دو عمل خلاف قانون است لیکن فاعل و مفعول هر دو از حقوق متقابل بی خبر بوده اند .

یک هشدار فرهنگی!

یک هشدار فرهنگی !

توسعه صنعت ارتباطات در سالیان اخیرعلاوه بر آن که امکانات جدیدی در جهت پیشرفت ملت ها قرار داده معضلاتی را نیز در جوامع فقیر و محروم  از امکانات ارتباطی فراهم نموده است . به عنوان مثال اینترنت که امروزه به عنوان قوی ترین ابزار رسانه ای در جهان مطرح است تاثیرات فرهنگی خودش را بر ملت های جهان تحمیل می کند . بدین معنی که جوامع پیشرفته که دسترسی بیشتری به این امکانات دارند در حال تحریف فرهنگ جوامع عقب افتاده هستند . لذا در آینده ای نه چندان دور یکی از معضلات اساسی ملتهای جهان سومی تحریف فرهنگ آنها توسط جهان اولی هاست و هشدار و هوشدار که این گفتگوی دو دانشجوی ایرانی در سال 1400 هجری شمسی است تا چشم اندازی باشد برای آنانکه متولیان امور فرهنگی و رسانه ای در کشور هستند و علاج واقعه قبل از ابتلا بنمایند . این دو نفر دانشجو به نامهای احمد و امید گفتگوی زیر را در پایان کلاس درس روزی از سال 1400 هجری شمسی انجام داده اند .هرگز مباد آنروز.

احمد : می گم امید بهتر و کاملتر از کتابخانه دیجیتال گوگل هرگز دیده ای  .. نه تنها کتابهای مختلف سراسر دنیا را دارد که بهترین و کاملترین آرشیو کتابهای فارسی را هم دارد . تازه نحوه جستجوی کتاب به گونه ای است که در کمترین زمان ممکن کتاب مورد نظرت را می توانی پیدا کنی .

امید : البته البته حق باشماست . همه اینها را که گفتی حقیقت دارد و در مقایسه با کتابخانه ملی ما هم جلوتر است . خیلی از کتابها که در کتابخانه ملی یا پیدا نمیشود یا هم دانلود نمیشود در کمتر از یک دقیقه در آرشیو گوگل به راحتی در دسترس است .

احمد : نفهمیدم که مسئولان فرهنگی ما طی این مدت چه کار می کردند که امروز دانشجویان ما همچنان وابسته به کتابخانه های خارجی باشند و اگر هم در کتابخانه های داخل کشور بگردی ممکن است شبت را به صبح برسانی و دست آخر هم کتاب مورد نظرت پیدا نشود . یا لا اقل پیامی روی صفحه ظاهر نشود که " دسترسی به وبگاه مورد نظر مقدور نیست "

امید : کاش مسئله به همینجا ختم میشد . اخیرا" کتابی را از منابع کتابخانه دیجیتال خارجی دانلود کردم که در مورد زندگی فردوسی مطالعه کنم . متاسفانه در آن کتاب نوشته بود فردوسی دارای ملیتی افغانی است . یادت هست توی کلاس درس ادبیات استاد می گفت :" فردوسی یک ایرانی الاصل است که شاهنامه را به رشته نظم کشیده است ."

احمد : کدام فردوسی را می گویی .! اونی که اصالتا" تاجیک هستش یا اون که  افغانییه ؟

امید : بابا تو دیگه چقدر پرتی ! می گم فردوسی ایرانیه . اونوقت تو اونو دو تیکه کردی یکیشو دادی به افغانستان و دیگری رو دادی به تاجیکستان

احمد : نه به جان تو . خودم تو یکی از کتابهای گوگل اینو دیدم . از خودم نیست . تازه اینکه چیزی نیست . در جائی خواندم که خلیج پارس را به لسان عربی خلیج فارس نوشته بود . مگر یادت نیست معلم تاریخ می گفت هخامنشیها بر سراسر حوزه خلیج پارس فرمانروائی داشتند . یادت که نرفته !

امید : از کلاس تاریخ چیزی به خاطر ندارم ولی اخیرا" از همین گوگل لعنتی کتابی در مورد کورش کبیر خواندم که او را یکی از یهودیان منطقه بین النهرین معرفی کرده بود و او را فرزند نامشروع یکی از امپراطوران رومی می دانست . 

احمد : این حقیقت ندارد . بیا . بیا تا نشانت بدهم . اینجا بشین . پشت این میز کامپیوتر . حالا کتاب کورش کبیر را جستجو کن . . خوب دیگه یکیشو انتخاب کن . .. نه نه اون یکی که مال کتابخانه ملی است .

امید .: آهان . یک دقیقه منتظر باش . الان پیداش می کنم .

متاسفم : Internet Explorer cannot display the webpage