گنجی و مکافات عمل

اکبر گنجی فردی نام آشناست . کمتر کسی هست که بعد از این همه سخن و صحبت در مورد او نداند که او کیست همو که با نوشتن کتاب عالیجناب سرخپوش وارد خط قرمز حریم قدرت شد و قریب هشت سال هم به مکافات عمل دچار شد . اما تعجب انگیزترین حرکت گنجی حمایت وی از جریانی بود که عالیجناب سرخپوش خود صحنه گردان اصلی پشت پرده آن بود . بعید می دانم که گنجی با آن هوش و ذکاوتی که داشت و توانست از رازهای عالیجناب پرده برداری کند این واقعیت ملموس را ندیده باشد و از صحنه گردان اصلی ماجرا خبر نداشته باشد . اما همیشه این یک علامت سوال بزرگ در تابلو ذهنم وجود داشته که چرا اکبر بعد از آن مکافات عمل باز هم در زیر بیرق عالیجناب قرارگرفت . اما و اگرهای زیادی وجود دارد ولی هیچکدام پاسخ کاملی نیستند ولی چنانچه ذهن هوشیار خوانندگان بتواند کمکی کند با دیده منت می پذیرم . ذهنیات خود من بر اساس حدس و گمانهاست و چون اکبر اکنون در جای دیگری است و نان غریبه بر سفره دارد نمی توان انتظار حقیقتی از وی داشت ضمن آنکه هر یک از ما اگر جای گنجی بودیم شاید غیر از این هم چاره ای نداشتیم و از این بابت بر گنجی ایرادی نمی گیرم . ایراد من متوجه داخل است و کسانی که گنجی را از یک دوست و یک منتقد اجتماعی که می توانست با هوش و ذکاوت اطلاعاتی خود پرده از بسیاری از مفاسد اجتماعی بردارد تبدیل به یک دشمن تمام عیار نظام اسلامی کردند . کسی که اکنون مقابل سازمان ملل دست به اعتصاب غذا بزند و هزینه روی هزینه ایجاد کند و نهایتا" بعد از همه تلاشها اگر آبی هم جاری شود باز هم به جوی باغ عالیجناب سرازیر بشود .

آیا واقعا" ارزشش را داشت که روزنامه نگاری یک لاقبا را آنچنان تحت فشار بگذاریم که جلای وطن کند آنهم به خاطر کسی که خود از افعی دو دم خطرناکتر است و نه تنها گنجی که عبدی و باقی و قوچانی و... در لیست سیاه او در نوبت مجازات بودند . یقینا" اگر گنجی خطر نمی کرد و خود را به آتش نمی کشید امروز ممکن بود هیچ اثری از خیلی ها نباشد و افعی در سکون و سیاهی یکی یکی آنها را می بلعید همچنان که پیش از آن خیلی ها را بلعیده بود . در مقابل برخی انحرافات که دامنگیر روشنفکران و دگراندیشان شده بود دفاعی ندارم و روش آنها را که منجر به تقابل شدید سنت و مدرنیته میشود نمی پسندم ولی در عین حال برخورد دستگاه قضائی با این گروه راهم شکننده و افراطی می دانم . و این احتمال وجود دارد که نفوذ عالیجناب در مناصب بالای قدرت مسبب اصلی این وقایع باشد . اکنون هم دستگاه قضا در مقابل آزمون بزرگی قرار گرفته است . از یک طرف کسانی هستند که در حد پادو و کارگزار و کارمند آقازاده ها بوده اند و به خاطر تخلفات پیش آمده در کنج زندان بیتوته کرده اند در حالی که اینها آزاد نبوده اند و از رهبران خود اطاعت کرده اند و از طرف دیگر چند آقازاده در روز روشن مستقیما" به هدایت و رهبری بحران مشغول بوده اند و اکنون کسی نمی تواند بگوید بالای چشمتان ابروست . آزمون بزرگی پیش روی دستگاه قضاست . ممکن است زمان بگذرد و خیلی چیزها مشمول مرور زمان بشود و به فراموشی سپرده شود ولی نظام یک نظام اسلامی است و قانونش قانون اساسی است و گفته شده که همه در برابر قانون یکسان هستند . از چین که کمتر نیستیم . آن دولت کمونیست مفسدهایش را اعدام می کند هر چند آقازاده باشند جمهوری اسلامی حالا اعدام نه زندان هم نمی تواند بکند ؟. 

 این روزها تبلیغات منفی زیادی علیه سپاه پاسداران انقلاب اسلامی شکل گرفته و برخی در داخل هم  همسو با یاوه گویان غربی زمزمه می کنند و این نهاد مقدس و پاسدار واقعی نظام و انقلاب را مورد تهاجم ناجوانمردانه خود قرار داده اند . آنها فهمیده اند تا سپاه پابرجاست نمی توانند کاری بکنند و لذا تمام تلاش خود را بکار گرفته اند تا ابتدا خلع سلاح بشویم و بعد بیایند و نه تنها مال و جان و ناموس کشور را به یغما ببرند که خود حاکم بلامنازع کشور با آقازاده های دست نشانده باشند . پس یا ایهاالمومنون و ایهاالمسلمون و ایران دوستان و آزادگان و رزمندگان و جانبازان و ایثارگران و خواهران و برادران  ، به یک بسیج هفتاد میلیونی امروز بیش از هر زمان دیگری  نیازمندیم تا در سایه ولایت و رهبری فرزانه مستکبران عالم را به خاک مذلت بنشانیم .یا هو