هشدار : دلالی کشاورزی ایران را می بلعد
بازار محصولات کشاورزی در ایران هیچگاه به سامان نبوده و این روزها نیز با نوسانات شدید بازار جهانی و مخصوصا نفت وضعیت بغرنجی به خود گرفته است . بیائید نگاهی به کارنامه دولت های پس از جنگ در زمینه کشاورزی بیاندازیم و ببینیم تا چه اندازه موفق بوده اند . البته خود موفقیت هم بستگی به نگاه ما دارد و ما قصد داریم از زاویه نگاه یک کشاورز به مسئله بپردازیم . یک کشاورز همواره با این سوال مواجه است که چرا محصولی که از من تولید کننده خریداری می شود به چند برابر قیمت خرید به دست مشتری می رسد و علت العلل آن چیست . قطعا پاسخ دادن به این سوال در حوزه مسئولیت وزارت کشاورزی است که متاسفانه تا کنون نتوانسته تعادل مناسبی بین تولید و مصرف پدید آورد . حتی اگر از مسئولین این وزارت خانه بپرسیم که چرا بین قیمت خرید محصولات کشاورزی و فروش آن در مراکز فروش این همه اختلاف قیمت وجود دارد احتمالا آنها نیز به وجود دلالها و واسطه ها اشاره خواهند نمود اما اگر سوال شود که عملکرد شما جهت حذف واسطه ها چه بوده ممکن است پاسخ قانع کننده ای نداشته باشند . علت چیست که هر ساله دسترنج کشاورزان به جیب دلالان گردن کلفت می رود و کسی هم گویا توان حذف این دلالها را ندارد . آخر این کجای انصاف است که یک کشاورز شش ماه تمام بطور شبانه روزی هم جان بکند هم هزینه کند تا محصولی مثل پیاز را تولید کند آنگاه دلالی برود و همین پیاز را به قیمت صد تومان از کشاورز خریداری کند و به قیمت پانصد تومان به دست مشتری بدهد .
یعنی شش ماه کار کشاورز بر روی محصول ارزش افزوده ای به مبلغ صد تومان ایجاد می کند اما دوساعت کار دلالی بر روی همان محصول ارزش افزوده ای به مبلغ چهارصد تومان تولید می کند . این را لطفا در جائی با آب طلا بنویسید که در گذر تاریخ پاک نشود و فردا پس فردا نگویند ما ایرانیها این بودیم و آن بودیم . بگذار فرزندان ما بدانند که ما نسل کنونی نمی توانیم حتی یک سیستم توزیع عادلانه محصولات کشاورزی را مدیریت کنیم حالا بماند به سیستمهای پیچیده ای که جای بحث آن در اینجا نیست .
گفته می شود در اغلب نقاط جهان تنها جائی که از دید دولت مردان غافل نیست و بیشترین سوبسید دولتی را دریافت می کند بخش کشاورزی است ولی در ایران ما بیشترین ضرر و زیان حاصله در همین بخش کشاورزی رخ می دهد و به علت اینکه کشاورز ما روستا زاده است و فریادش به جائی نمی رسد دولت ها گویا به خواب راحت و عمیقی فرو می روند . خودتان نگاه کنید یک روز تولید کنندگان شیر و مواد لبنی اعتراض می کنند . یک روز تولید کنندگان مصالح ساختمانی و روز دیگر کامیونداران صنعت حمل و نقل . ولی تا کنون هیچ صدای اعتراضی از کشاورزان شنیده اید . البته که نجابت کشاورزان قابل تقدیر است اما این سکوت صبر است و روزی چشم باز می کنیم که دیگر هیچ کشاورزی در این ملک سودای کشت و کار ندارد و آنگاه دیگر خیلی دیر شده است . می دانید چرا ؟ وقتی همین کشاورز می بیند که شش ماه زحمت او به صد تومان نمی ارزد و دوساعت کار دلالی چهار صد تومان سود دارد شغل اولش را که تولید است رها می کند و به شغل دوم که دلالی است روی می آورد . کم نیستند تعداد کشاورزانی که از شغل اصلی دست کشیده اند و اکنون به عنوان یک دلال از کشاورزان منطقه خود ارتزاق می کنند و تعدادشان روز به روز در حال افزایش است . این موضوع مانند یک خوره به جان صنعت کشاورزی در این ملک افتاده و دیری نخواهد شد که ریشه کشاورزی هم برافتد .