آینده روابط ایران و آمریکا

قریب سی و چهار سال می گذرد که دو کشور دوست پشت به هم کرده و همچون دو قطب مخالف یکدیگر را دفع می کنند . تا قبل از انقلاب اسلامی ایران یک متحد استراتیژیک آمریکا در منطقه به حساب می آمد اما در پی وقوع انقلاب اسلامی و به دنبال پناه گرفتن شاه ایران در آمریکا و سپس تسخیر سفارت آن کشور توسط دانشجویان خط امام و بلوکه شدن دارائیهای ایران در آن کشور دوستی بین آن دو به دشمنی گرایید . خصوصا که پس از انقلاب با افشای برخی از اسناد بدست آمده از عملکرد دولت مردان آمریکائی سبب خشم ملت گردید و شعار مرگ بر آمریکا یکی از شعارهای اصلی راهپیمائی های پس از انقلاب گردید . از دیگر سو همکاری آمریکا با رژیم صدام بر علیه ایران به این دشمنی ها تداوم بخشید . در این میان رسانه های دو کشور نیز مرتبا علیه همدیگر موضع گرفته و تهییج افکار عمومی را به دنبال داشت . طی این مدت تلاشهائی از طرف برخی افراد جهت نزدیک شدن دو کشور به هم صورت گرفت و لیکن نتیجه بخش نبود و اراده کلی دو کشور همچنان بر مدار دشمنی ادامه یافت . حالا پس از گذشت 34 سال به نظر می رسد روزهای پایان دشمنی نزدیک است چرا که ادامه این وضع در دنیای کنونی که معادلات آن بیشتر بر مناسبات اقتصادی می چرخد برای هر دو هزینه های زیادی تحمیل کرده است . از طرفی مردم آمریکا آمادگی لازم جهت پرداخت هزینه یک جنگ دیگر در منطقه خاورمیانه را ندارند و از سوی دیگر جمهوری اسلامی ایران نیز قصد حمله به هیچ کشوری را ندارد مگر در شرایطی تدافعی که آن بحث دیگری است . به نظر می رسد تنها مانع فعلی بر سر روابط بین دوکشور بحث هسته ای است که با توجه به سیگنالهای مثبتی که طرف ایرانی در مذاکرات هسته ای دارد محتمل است توافق طرف آمریکائی هم بدست آید . علاوه بر آن انتخابات ریاست جمهوری در آمریکا و متعاقب آن در ایران منجر به تغییراتی در سیاست خارجی دو کشور خواهد شد که عموما می تواند بر سطح روابط فی مابین مثبت و سازنده باشد . به نظر می رسد هر یک از طرفین نامزدهای انتخاباتی که حل و فصل مناقشه هسته ای را وعده کند چه در آن سو و چه در این سو با اقبال عمومی مواجه گردد و به طور حتم مردان عرصه سیاست به نحوی سعی خواهند نمود از این پتانسیل به نفع خود بهره بگیرند . با این چشم انداز حداکثر تا یک سال آینده دو کشور تا حدود زیادی به هم نزدیک خواهند شد .