تبليغاتX
گامرون - این یارو کلاهبردار است

این گزارش در نشریه شماره ۳۲ گامرون چاپ گردید و سرآغاز سلسله مشکلاتی بود که تا کنون هم ادامه دارد . لازم به توضیح است که پس از درج این گزارش مدعی العموم علیه مدیر مسئول گامرون اعلام شکایت و وی را به نشر اکاذیب و تشویش اذهان عمومی و توهین به دستگاه قضائی متهم نمود و دادگاه رسیدگی این پرونده مورخه ۲۲/۶/۸۵ در بندرعباس برگزار گردید . مقاله شماره ۵۵ تحت عنوان " آقای شاهرودی تشریف بیاورند " دعوت علنی از ریاست محترم دستگاه قضا جهت شرکت در همین جلسه دادگاه بوده است .جهت مشاهده گزارش روی ادامه متن کلیک کنید.

این یارو کلاهبردار است

   بساز و بفروش است ، تا كنون چندين مجتمع بزرگ
ساختماني را به اتمام رسانده است . بنگاه هاي مشاورين
املاك به خوبي وي را مي شناسند و تا نام او را ببري
فوري عنوان كلاهبردار را از زبان يكي از حاضران
ميشنوي . شايد اكنون صدها پرونده در دادگاه هاي
مختلف جزائي و حقوقي و حتي شوراهاي حل اختلاف
داشته باشد . شاكيان بيشماري دارد كه تا كنون نتوانسته
اند حتي يك ساعت حكم بازداشت وي را بگيرند .
ظاهري بسيار فريبنده دارد و كسي كه او را نشناسد تصور
يك شخصيت مهم اجتماعي را در او بوجود مي آورد .
شگردهاي كلاهبرداري او متفاوت است . مثلا او فقط در
يك مورد كلاهبرداري با همكاري چند بنگاه كه در كلاهبرداري
وي معاونت داشته اند بيش از بيست واحد مسكوني را بدون داشتن
پروانه ساختماني پيش فروش كرده است بسيار موذي است و سخن
راست از وي شنيده نميشود و به هيچ قولي پايبند نيست . . يكي از
قربانيان وي گفت كه تعداد دو واحد مسكوني را از طريق يكي
از مشاوران املاك از اين يارو خريداري كرده كه پس از مدتي
متوجه شده كار ساختمان خوابيده و پس از تحقيق معلوم ميشود كه
ساختمان مذكور پروانه ساختماني نداشته و شهرداري از ادامه كار
ممانعت نموده است . . به همين جهت او به همراه تعداد ديگري
از قربانيان اين كلاهبرداري به شوراي حل اختلاف شكايت مي
كنند اما پس از چند ماه دوندگي وقتي پرونده را به اجراي احكام
دادگستري مي برند ،پاسخ ميشنوند كه اين پرونده در صلاحيت
رسيدگي شوراي حل اختلاف نبوده است . او قانون را دور مي
زند او حتي وقعي به احضاريه ها و ابلاغات حقوقي نمي گذارد .
. گفته ميشود پول كلاني را كه از طريق كلاهبرداري به جيب زده
است به تهران منتقل كرده و در انجا بدور از چشم شاكيان با خيالي
اسوده پيگير ساخت و ساز و احتمالا كلاهبرداري هاي جديد است
. . شاكي ديگري اينگونه از كلاهبرداري وي سخن مي گويد . :
فروردين 82 بود كه از طرف اداره اخطارم دادند كه خانه سازماني
را تخليه كنم . اما چون جانباز بودم توانستم يك سال ديگر مهلتم را
تمديد كنم . و ناچار در تكاپوي تهيه خانه افتادم . قطعه زميني داشتم
كه به علت مشغله كاري نمي توانستم پيگير ساخت و ساز ان باشم
و بهتر ديدم ان را بفروشم و يك واحد اپارتمان خريداري كنم . از
قضاي آسمان گذرم به بنگاهي در حوالي داماهي افتاد . گفتم امده ام زمينم
را بفروشم و اپارتمان بخرم . انها مشتري اماده براي زمين داشتند و همينطور
خانه پيش فروش . زنگ زدند و اقائي امدند كه ظاهري اراسته و متشخص
داشت . تا قبل از آمدن او اعضاي بنگاه در وجه حسنات و توانائيهاي او
در ساختمان سازي سخنان بسيار گفتند . و زماني كه او رسيد باورم شد كه
چو دري بسته شود در ديگري گشوده ميشود . و شرايط خودم را صادقانه
بيان كردم . گفتم يكسال بيشتر وقت ندارم و خانه سازماني را بايد تخليه
كنم . او نقشه ها را در اورد و واحدها يي را كه هنوز فروش نرفته بود به من
نشان داد . ساختماني بود در هفت طبقه روي پيلوت با دو اسانسور و چهار
واحد در هر طبقه .
رفتيم ساختمان را ببينيم . قطعه زميني بود خالي و هيچ نشانه از ساختن در
ان نبود . . گفتم اينجا كه خبري نيست . و گفت آهن الات اكنون در راه
اصفهان است و همين اكنون سيمان ها در بندر خمير در حال بارگيري
است . گفتم من فقط يك سال وقت دارم و او گفت چهارده ماهه ساختمان
را تحويل مي دهد و در قولنامه هم ذكر نمود . او همچنين به ازاي هر روز
تاخير مبلغ يكصد هزار ريال جريمه را متقبل شد و گفت در صورتي كه
منزل شما تحويل نگردد شما با اين مبلغ در بهترين نقطه شهر مي تواني
اجاره بنشيني و البته اطرافيان وي در بنگاه هم مداوما" حرف او را تصديق
مي كردند . به هر شكلي بود خيال مرا راحت كردند و قولنامه فروش زمين
و خريد واحد پيش فروش را امضا كردم .
فردايش امدم سر زمين و ديدم كه نه اهني رسيده و نه سيماني . يك هفته
گذشت . دو هفته گذشت و نهايتا" شش ماه گذشت . يك بار به طور اتفاقي
او را ديدم گفتم اقا چه شد . شما زمان زيادي نداريد . گفت كه كارش در
شهرداري گير كرده و اكنون مسئله حل شده . و با شتاب زياد ساختمان را
خواهد ساخت . كار ساختمان بالاخره شروع شد و لي سرعت كار به گونه
اي نبود كه در مهلت مقرر تمام شود . يكسال به سر رسيد و من بايد خانه
سازماني را تخليه مي كردم . به سراغ يارو رفتم . گفتم اقا بيائيد جريمه بدهيد
طفره رفت و گفت دو ماه ديگر ساختمان اماده تحويل است . دو ماه گذشت
و دوباره رفتم و باز گفت دو ماه ديگر تحويل مي دهد . حال بماند كه از
طرف اداره جلو حقوقم بسته شد . اكنون كه بيش از سي ماه از تاريخ قرارداد
گذشته هنوز ساختمان اماده تحويل نشده و به نظر هم نمي رسد به اين زودي
اماده شود . به شوراي حل اختلاف هم شكايت كردم و او در هيچ جلسه اي
حضور نيافت . حتي ابلاغ حكم به وي بار اول گم شد و دوباره ابلاغ كردند
.نهايتا" پس از چند ماه پيگيري اجراي احكام حقوقي دادگستري راي صادره
را در صلاحيت ان شورا ندانست . ضمنا" اين را هم بگويم كه نقشه اي كه
به من نشان دادند با چيزي كه اكنون ساخته شده زمين تا اسمان تفاوت دارد .
28 واحد با دو اسانسور تبديل به 44 واحد با يك اسانسور شده است .
شاكي ديگري مي گفت كه پس از بي اثر بودن راي شوراي حل اختلاف
جهت شكايت به دادگاه مراجعه نموده و گفته اند بايد پول به حساب
دادگستري واريز كنيد تا شكايت شما مورد پيگيري واقع شود يا هم شاهد
بياوريد كه بدبخت و بيچاره ايد و هزينه دادرسي را نداريد . حالا من نه
پولش را دارم و نه هم عزت نفسم اجازه مي دهد كه خود را بدبخت و بيچاره
قلمداد كنم .
اين كلاهبردار حكايت طويلي دارد كه فقط ما بخشي از انها را نوشتيم .
فروش يك واحد مسكوني به چند نفر .، اجاره دادن واحدهاي ساخته شده
بدون اجازه خريدار ، تاخير در انتقال سند ، و تحميل هزينه هاي تاخير ناشي
از سود وام بانكي به مشتريان از جمله اتهام هاي اوست .
انچه مسلم است او يك كلاهبردار و يك مجرم است كه حالا با استفاده از
خلا قانون يا زد و بندهاي ديگر عده كثيري از مردم اين شهر را گرفتار نموده
و بيش از همه دستگاه قضائي را به سخره گرفته است . او بايد محاكمه شود
. ايا دستگاه قضائي مي داند كه چه شايعاتي در اين زمينه بوجود امده است .
باشد من مي گويم من يك گزارشگرم و بايد بگويم . من تائيد نمي كنم كه
صحت دارند يا خير ولي مي گويم . گفته ميشود اين كلاهبردار با يكي از
قضات بنام شهر شريك است . گفته ميشود وي در بالا پارتي دارد و بعضي را
هم عقيده بر ان شده كه وي با توسل به ملايان دعاي سحر و جادو دارد .
او يك مجرم است . او يك كلاهبردار است . اگر تعداد صد نفر بگويند كه
او كلاهبرداري كرده است قبول است . برويد بگرديد پرونده هاي او را از
دادگاه هاي مختلف جمع اوري كنيد يا هم به ساختمانهائي كه توسط اين
شخص ساخته شده سري بزنيد و با خريداران و مشتريان قبلي در خصوص
وي تحقيق كنيد آن وقت شايد بيش از صد نفر بگويند او كلاهبردار است
. هر چند گفته مي شود او تا كنون حتي يك ساعت هم بازداشت
نشده است .
ما يك نشريه هستيم و قدرت اجرائي نداريم و فقط مي توانيم به تهيه
اين گزارش ها اقدام كنيم هر چند تهيه اين گزارش وقتي دشوارتر
شد كه خودم را به شاكيان يك روزنامه نگار معرفي كردم . تا قبل از
ان راحت مسائل را به زبان مي اوردند اما وقتي گفتم كه يك روزنامه
نگارم و دستگاه ميكروفن را روبروي انان گذاشتم به شدت واهمه
كردند . با اين حال واقعيت تغيير نخواهد كرد و ما مشخصات اين
كلاهبردار را به دادستاني محترم استان حواله خواهيم كرد باشد كه
انشاء الله مورد توجه و پيگيري عاجل ايشان قرار گيرد ونه تنها به
خاطر جرائم سابق محاكمه شود بلكه از تكرار جرم توسط اين مجرم
در داخل و خارج استان جلوگيري شود .

مطلب مرتبط

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هفتم اردیبهشت 1386ساعت 10:40  توسط علی تیماس  |