تبليغاتX
گامرون

دادگاه باید علنی باشد

در خبرها آمده بود که 210 تشکل دانشجوئی و 170 نماینده مجلس از آقایان موسوی و کروبی شکایت نموده اند . از یک نگاه طرح شکایت جزو حقوق شهروندی است و نمی توان به آن ایرادی قائل شد و دادگاه ها و محاکم هم وظیفه دارند به حکم قانون فارغ از مقام و منصب شاکی یا متهم هر شکایتی را مورد پذیرش و بررسی قرار دهند . لکن یکی از مواد حقوق شهروندی که در دفاع از حقوق متهم به رشته تحریر آمده است اصل علنی بودن دادگاه است .

اینکه چرا دادگاه باید علنی باشد و روزنامه نگاران و اهالی رسانه و مطبوعات در دادگاه حضور داشته باشند به این جهت است که در کنار اتهامات وارد شده بر متهم ، دفاعیات وی را هم گزارش کنند تا علاوه بر قضاوت دادگاه یک قضاوت عمومی هم در جامعه شکل بگیرد . خصوصا" اکنون که  فضای جامعه همچنان پس از حوادث 22 خرداد در شک و تردید بسر می برد و طرفداران میر حسین موسوی معتقدند که کاندید مورد نظر آنها رای آورده است . البته با در نظر گرفتن عدد بزرگی به ارزش سیزده میلیون آنگونه که وزارت کشور در شمارش آرا اعلام نموده نمی توان از کنار این مسئله به سادگی گذشت و خود این 13 میلیون رای دهنده بیش از هر کسی خواهان روشن شدن حقیقت ماجرا از طریق برگزاری یک دادگاه سالم و صالح هستند . همین نکته است که ضرورت علنی بودن چنین دادگاهی را دو صد برابر می کند . قطعا" چنانچه این دادگاه در پشت درهای بسته برگزار شود حتی من روزنامه نگار که تا کنون بر صحت انتخابات و سالم بودن آن اطمینان داشته ام دچار شک و تردید می شوم ، چه رسد به آن سیزده میلیون رای دهنده ای که به علت ادعای آقای موسوی مبنی بر تقلب در آرا همچنان دچار شک و تردید هستند . به هر حال  این جمعیت کثیر باید بتوانند از طریق یک دادگاه علنی از دفاعیات آقای موسوی در خصوص ادعای تقلب مطلع شوند و نه تنها آنها بلکه سایرین نیز علاقه مند هستند که دولتی که مورد اعتماد آنان بوده و مسئولیت برگزاری انتخابات را به عهده داشته است  وظیفه خود را بدرستی انجام داده و از اتهام تقلب مبراست .

من خود تلخی یک دادگاه غیر علنی را تجربه کرده ام و اگر چه هنوز حکمی قطعی صادر نشده  اما همواره از تحریف دفاعیات و وارونه شدن موازنه دادگاه نگران بوده ام و علنی بودن دادگاه می توانست این نگرانی چند ساله مرا در پی نداشته باشد . البته گاهی گفته میشود دادگاه علنی است ولی حق استفاده ازهیچ گونه  لوازم صوتی و تصویری را ندارید . به اعتقاد من چنین دادگاهی علنی نیست زیرا از انتشار دفاعیات متهم جلوگیری می کند و جامعه را از بیگناهی یا گناهکاری متهم  آگاه نمی سازد . به نظرم هر یک از طرفین شاکی و متهم باید از علنی بودن دادگاه استقبال کنند و یقینا" اگر یکی از طرفین از علنی بودن دادگاه واهمه کند احتمالا ریگی به کفش دارد که نمی خواهد دیگران از آن مطلع شوند . امیدوارم دادگاه  آقایان موسوی و کروبی  دادگاهی علنی باشد که در غیر این صورت ارزش برگزاری چنین دادگاهی کمتر از عدم برگزاری آن است

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و پنجم آبان 1388ساعت 8:55  توسط علی تیماس  | 

گنجی و مکافات عمل

اکبر گنجی فردی نام آشناست . کمتر کسی هست که بعد از این همه سخن و صحبت در مورد او نداند که او کیست همو که با نوشتن کتاب عالیجناب سرخپوش وارد خط قرمز حریم قدرت شد و قریب هشت سال هم به مکافات عمل دچار شد . اما تعجب انگیزترین حرکت گنجی حمایت وی از جریانی بود که عالیجناب سرخپوش خود صحنه گردان اصلی پشت پرده آن بود . بعید می دانم که گنجی با آن هوش و ذکاوتی که داشت و توانست از رازهای عالیجناب پرده برداری کند این واقعیت ملموس را ندیده باشد و از صحنه گردان اصلی ماجرا خبر نداشته باشد . اما همیشه این یک علامت سوال بزرگ در تابلو ذهنم وجود داشته که چرا اکبر بعد از آن مکافات عمل باز هم در زیر بیرق عالیجناب قرارگرفت . اما و اگرهای زیادی وجود دارد ولی هیچکدام پاسخ کاملی نیستند ولی چنانچه ذهن هوشیار خوانندگان بتواند کمکی کند با دیده منت می پذیرم . ذهنیات خود من بر اساس حدس و گمانهاست و چون اکبر اکنون در جای دیگری است و نان غریبه بر سفره دارد نمی توان انتظار حقیقتی از وی داشت ضمن آنکه هر یک از ما اگر جای گنجی بودیم شاید غیر از این هم چاره ای نداشتیم و از این بابت بر گنجی ایرادی نمی گیرم . ایراد من متوجه داخل است و کسانی که گنجی را از یک دوست و یک منتقد اجتماعی که می توانست با هوش و ذکاوت اطلاعاتی خود پرده از بسیاری از مفاسد اجتماعی بردارد تبدیل به یک دشمن تمام عیار نظام اسلامی کردند . کسی که اکنون مقابل سازمان ملل دست به اعتصاب غذا بزند و هزینه روی هزینه ایجاد کند و نهایتا" بعد از همه تلاشها اگر آبی هم جاری شود باز هم به جوی باغ عالیجناب سرازیر بشود .

آیا واقعا" ارزشش را داشت که روزنامه نگاری یک لاقبا را آنچنان تحت فشار بگذاریم که جلای وطن کند آنهم به خاطر کسی که خود از افعی دو دم خطرناکتر است و نه تنها گنجی که عبدی و باقی و قوچانی و... در لیست سیاه او در نوبت مجازات بودند . یقینا" اگر گنجی خطر نمی کرد و خود را به آتش نمی کشید امروز ممکن بود هیچ اثری از خیلی ها نباشد و افعی در سکون و سیاهی یکی یکی آنها را می بلعید همچنان که پیش از آن خیلی ها را بلعیده بود . در مقابل برخی انحرافات که دامنگیر روشنفکران و دگراندیشان شده بود دفاعی ندارم و روش آنها را که منجر به تقابل شدید سنت و مدرنیته میشود نمی پسندم ولی در عین حال برخورد دستگاه قضائی با این گروه راهم شکننده و افراطی می دانم . و این احتمال وجود دارد که نفوذ عالیجناب در مناصب بالای قدرت مسبب اصلی این وقایع باشد . اکنون هم دستگاه قضا در مقابل آزمون بزرگی قرار گرفته است . از یک طرف کسانی هستند که در حد پادو و کارگزار و کارمند آقازاده ها بوده اند و به خاطر تخلفات پیش آمده در کنج زندان بیتوته کرده اند در حالی که اینها آزاد نبوده اند و از رهبران خود اطاعت کرده اند و از طرف دیگر چند آقازاده در روز روشن مستقیما" به هدایت و رهبری بحران مشغول بوده اند و اکنون کسی نمی تواند بگوید بالای چشمتان ابروست . آزمون بزرگی پیش روی دستگاه قضاست . ممکن است زمان بگذرد و خیلی چیزها مشمول مرور زمان بشود و به فراموشی سپرده شود ولی نظام یک نظام اسلامی است و قانونش قانون اساسی است و گفته شده که همه در برابر قانون یکسان هستند . از چین که کمتر نیستیم . آن دولت کمونیست مفسدهایش را اعدام می کند هر چند آقازاده باشند جمهوری اسلامی حالا اعدام نه زندان هم نمی تواند بکند ؟. 

 این روزها تبلیغات منفی زیادی علیه سپاه پاسداران انقلاب اسلامی شکل گرفته و برخی در داخل هم  همسو با یاوه گویان غربی زمزمه می کنند و این نهاد مقدس و پاسدار واقعی نظام و انقلاب را مورد تهاجم ناجوانمردانه خود قرار داده اند . آنها فهمیده اند تا سپاه پابرجاست نمی توانند کاری بکنند و لذا تمام تلاش خود را بکار گرفته اند تا ابتدا خلع سلاح بشویم و بعد بیایند و نه تنها مال و جان و ناموس کشور را به یغما ببرند که خود حاکم بلامنازع کشور با آقازاده های دست نشانده باشند . پس یا ایهاالمومنون و ایهاالمسلمون و ایران دوستان و آزادگان و رزمندگان و جانبازان و ایثارگران و خواهران و برادران  ، به یک بسیج هفتاد میلیونی امروز بیش از هر زمان دیگری  نیازمندیم تا در سایه ولایت و رهبری فرزانه مستکبران عالم را به خاک مذلت بنشانیم .یا هو  

+ نوشته شده در  سه شنبه نوزدهم آبان 1388ساعت 12:41  توسط علی تیماس  | 

اخلاق حرفه ای روزنامه نگاری

اصولا" هر کسی که مطلبی را در روزنامه می نویسد می تواند عنوان روزنامه نگار داشته باشد . برخی معتقدند که مطلب باید پیرامون مسائل جاری روز باشد تا بتوان به آن عنوان روزنامه نگار داد و مثلا" اگر کسی مطلبی تاریخی بنویسد یا مطلبی آموزشی بنویسد نمی توان وی را روزنامه نگار نامید . در هر حال معنای تحت اللفظی روزنامه نگار نوشتن در روزنامه است ولی امروز که به مدد پیشرفت علوم رسانه ها ی صوتی و تصویری هم به میدان آمده اند نویسندگانی که برای این رسانه ها تحلیل و خبر می نویسند هم به عنوان روزنامه نگار شناخته میشوند .

در جریان حوادث پس از انتخابات شخصی بود که با همین عنوان در رسانه های فارسی زبان برون مرزی با آب و تاب فراوان به تجزیه و تحلیل مسائل انتخابات می پرداخت و چنان سخن می گفت که گویا در صحنه حاضر بوده و مسائل را از نزدیک شاهد بوده است و یک بیننده و شنونده ساده لوح را به راحتی مدهوش گفته های خود می کرد . نمی خواهم نامی از وی ببرم که نه تنها او بل متاسفانه صدها چون او وجود دارند که صداقت حرفه ای را به کناری نهاده و نام و نان را هدف خویش ساخته و آنچه را که به آنان دیکته شده با زبانی چرب و فریبنده به خورد مخاطبان می دهند .

اگر چه این رفتار در کوتاه مدت ممکن است نام و نانی هم به ارمغان داشته باشد اما در بلند مدت پس از آنکه فضا رو به آرامش گذاشت و گرد و غبار منازعه فرو نشست خورشید حقیقت از پس ابرهای تردید طلوع می کند و آن زمان است که سیه روی شود هر که در او غش باشد .

صداقت اولین اصول اخلاقی یک روزنامه نگار باید باشد و شما که اکنون روزنامه نگارید یا در آینده به این شغل شریف مشرف می شوید اگر نتوانید این اصل را در شغل حرفه ای خود رعایت کنید هرگز به این سو نیائید که کارتان به درد کسی نخواهد آمد و خود نیز بهره ای از آن حاصل نمی کنید . گاه پیش می آید که جماعتی کثیر پیرامون شما را فرا بگیرند تا مطابق میل و خواسته آنان قلم فرسائی کنید و خود را حق مطلق می پندارند و اینجا اگر شما تسلیم خواسته آنان شوید ممکن است به به و چه چه هم بشنوید اما زینهار که آزمون بزرگ شما همین نکته است که مصلحت یک ملت را فدای لحظه ای گذرا نکنید . نکته دیگری که باید به آن توجه کنید مسئله عدالت است که سلطان و گدا در چشم یک روزنامه نگار تفاوتی ندارند و اگر جسارت انتقاد از سلطان ندارید یقه هیچ گدائی مدرید .بی تحقیق مطلبی ننویسید و تیغ تهمت ناروا بر کسی نکشید و اگر به اشتباه چنین کردید بلا درنگ تعذیر و پوزش بخواهید و اصلاح کنید . این سلاحی که در دستان شماست همواره باید در راه صلاح بکار رود و چون تیغ جراح غده های چرکین جامعه را بشکافد و سزا باشد اگرکه روزنامه نگار در این راه جان بگذارد تا لقب و عنوان شهید را دریافت کند و اگر نه به قدر توان باید که تحمل رنج و مصائب داشته باشد و اگر ندارد بهتر که بدین شغل روی نکند و جماعتی را حیران و سرگردان نکند . باید بداند که آگاهانه این شغل را انتخاب کرده است و باید که آگاهانه مخاطراتش را بپذیرد . باید بداند که این شغل بر دشمنان او اضافه کند که بعض این دشمنان در مناصب حکومتی و برخی در فعالیت های فساد آمیز اقتصادی باشند و حتی ممکن است قصد جانش کنند تا او را از صحنه حذف کنند تا نباشد و نگوید و افشا نکند . همچنین در نظر داشته باشد که روزنامه نگار واقعی به ندرت محبوب اهل سیاست می شود زیرا دیدگاه انتقادی وی نزدیک ترین دوستان را هم ممکن است برنجاند و به گفته پروین اعتصامی " کو آنچنان کسی که نرنجد ز حرف راست ".

+ نوشته شده در  یکشنبه هفدهم آبان 1388ساعت 7:39  توسط علی تیماس  | 

هدفمندي يارانه ها
اين روزها بحث هدف مند شدن يارانه ها بحث اصلي رسانه ها و مردم شده است . البته کاملا" مشهود است که مخالفان دولت که از روز اول تيغ تيز انتقاد را به روي دولت گشودند همواره در پي عيبجوئي و ناکارآمد نشان دادن طرح هاي دولت بودند . اين نوع انتقاد که بوي سياست و کينه ورزي از آن به مشام مي رسد نبايد چندان تاثيري در نظر مردم داشته باشد .

با اين حال برخي از هموطنان تحت تاثير اين سخنان قرار گرفته و به نظر مي رسد نسبت به آينده طرح بيم دارند . البته من به عنوان يک روزنامه نگار همواره سعي مي کنم بدون جانبداري به سخنان آنها گوش کنم و سپس با سوالاتي دلايل نگراني آنها را دريابم . تعدادي از آنها که کارمند دولت هستند مي گويند آيا به موازات افزايش هزينه انرژي آيا حقوق آنها افزايش خواهد يافت . تعدادي مي گويند اين طرح باعث بالا رفتن نرخ تورم و کاهش قدرت خريد مي شود . تعدادي از آنها ميزان يارانه هاي نقدي را که قرار است پرداخت شود کمتر از يارانه هاي غير مستقيم ارزيابي مي کنند .

البته نگراني همه آنها قابل درک است اما يک پرسش بي پاسخ در پايان به جا مي ماند و آن سوال اين است که اگر امروز يارانه ها را هدف مند نکنيم چه زماني براي اين کار مناسب است . سي سال از انقلاب گذشت و امروز و فردا کرديم . جنگ هم تمام شد و دو دولت متفاوت پس از جنگ بر سر کار آمد ولي جرئت چنين تغييري را نداشتند . امروز دولت سومي آمده که جسارت به خرج داده و مي خواهد اين بازي را تمام کند . مبارک است انشاالله . طرح بسيار خوبي است و آنچه بايد منتظر آن باشيم نحوه اجراي طرح است . نگراني در مورد نحوه اجرا به جاست . بهترين طرح ها اگر بدرستي اجرا نشود پيامد آن مي تواند زيانبار باشد . همانطور که رياست محترم جمهور قول دادند اول بايد يارانه نقدي در اختيار مردم قرار گيرد و سپس قيمت هاي انرژي صعود کند آنهم به طور پلکاني وسپس نتايج اوليه مورد مطالعه قرار گيرد و پس از مشخص شدن نتايج نسبت به اصلاح موارد نقص اقدام شود . البته خواهي نخواهي اين جراحي عظيم اقتصادي يک شوک قوي را به همراه دارد و تا آنجا که ممکن است بايد تلاش کنيم اثرات اين شوک را با تدبير و حوصله برطرف نمائيم . ضمن آنکه به هوش باشيم که همزمان با اجراي اين طرح يک حمله رسانه اي ديگر عليه دولت و حتي نظام صورت مي گيرد که از هم اکنون بايد پيشبيني دفع چنين حمله اي مد نظر قرار گيرد . همچنين پس از شروع طرح راه بازگشتي وجود ندارد ، پس همه تلاشمان را بر اجراي صحيح طرح متمرکز کنيم .

+ نوشته شده در  شنبه دوم آبان 1388ساعت 10:36  توسط علی تیماس  |