تبليغاتX
گامرون

اصلاح طلب متعصب و اصولگرای متحجر

اگرچه دو واژه اصلاح طلبی و اصول گرائی مدت زیادی نیست که وارد ادبیات سیاسی کشورمان شده است ، این دو واژه دست آویزی شده است تا گروهی به این سو و گروه دیگری به آن سو متمایل شوند . البته انسان به طور فطری و بر اساس اندیشه می تواند گرایشهای فکری متفاوتی اتخاذ کند و چنانچه این گرایشها در حد و نرمال وطبیعی خود باشد مسبب ایجاد تعادل و توازن در مناسبات سیاسی داخلی است . با این حال گاهی این گرایشها حالت افراطی به خود گرفته و گروهی متعصب و گروهی متحجر بر جای گذاشته است . اصلاح یک نیاز واقعی ملتها برای پیشرفت و حضور در جامعه جهانی است . بدون اصلاح شیوه ها و روشهای سنتی عقب ماندگی از قافله تمدن حتمی است . می دانیم که جهان درنگ ندارد و اگر نتوانیم با استفاده از شیوه های نوین علمی به اداره امور اجتماعی بپردازیم دیر یا زود به کوچه بن بستی می رسیم که انتهایش تابلو عبور ممنوع وجود دارد . نکته پر اهمیت این است که هر اصلاحی همواره باید بر پایه اصول بنا شود . می توان گفت اصول همچون پی ساختمان است و اصلاح، بدنه ساختمان . زیباترین بناها که دارای پایه های سست و لرزان باشد توان پایداری ندارند . بنابر این اصلاح و اصول تواما" با هم وجود دارند . این یک بدون دیگری سراب است و آن یک بدون این خراب  . در طی سالیان اخیر دو گرایش افراطی همواره مسبب وجود تنشهای اجتماعی بزرگی شده اند . گروهی تا آنجا پیش رفته اند که خواهان برچیده شدن بساط دین از جامعه شده و جهان غرب را الگوئی مناسب خود یافته و بر این خواسته خود متعصبانه پافشاری می کنند . از نظر این گروه دیگران افرادی کودن و خرافه پرست هستند و قدرت تشخیص ندارند به همین دلیل رای اکثریت مخالف این افراد، فاقد ارزش است . آنها در مخیله ، خود را انسان هائی برتر دانسته که حق حاکمیت بر سرنوشت اکثریت به آنان باید سپرده شود . آنچنان متعصبانه به گرایش خود چسبیده اند که حتی چشمانشان را بر روی حقایق بسته و حتی خورشید را انکار می کنند . شما هرگز نمی توانید آنان را قانع کنید و اگر ساعتها با آنان مجادله کنید فایده ای نخواهد داشت . هرگز جمله ای از جنس منطق ندارند . فقط می گویند این چنین است . این گروه ابزار مناسبی در دست نفاق هستند و با توجه به دیدگاه صلبی که دارند می توانند پیروان کور و متعصب خوبی برای حرکت های برانداز باشند . گروه خطرناک دیگری که در مقابل اینان به افراط روی آورده اند متحجرین هستند . اصطلاح متحجر به کسانی اطلاق می شود که اعتقاداتی متشابه عصر حجر دارند . در مخیله این گروه دنیا دایره بسته ای است و آنها در مرکز این دایره هستند . با تغییر مخالفند و آنچه می گویند حق مطلق است . عقل بشری را در اصلاح امور مردود دانسته و همچون اهل نهروان شعارشان این است " هیچ حکمی غیر از حکم خدا نیست "  حتی خدا هم در نظر این گروه وضعیت خاصی دارد . خدا اصولی را آفریده و اعلام کرده و حالا آن گوشه ایستاده است تا هرکس که این اصول را زیرپا بگذارد یقه اش را بگیرد . حتی بحث بر سر این اصول جرم است . این دسته اعتقادی به فقه پویای اسلامی ندارد و همواره می خواهد همه چیز را با معیار سنت ها اندازه بگیرد . مخالفت با نظر آنان مخالفت با خدا و سبب حکم ارتداد است . حالا مردمی که این وسط ایستاده اند وظیفه دارند از آنان پیروی و مطابق نسخه آنان زندگی کنند .این گروه نیز دست آویز مناسبی برای اهل نفاق هستند  تا با تکیه بر آنها اکثریت مطلق جامعه را متهم به طالبانیسم کنند و نهایتا" از جنگ بین مدرنیته و سنت بهره خود را ببرند .  

اگرچه این دو گروه از نظر جغرافیائی با هم در دو قطب مخالف هستند اما در واقع دو روی یک سکه هستند که یک طرف آن با لعاب تجدد و تعصب و طرف دیگر آن با سنت و تحجر پوشیده شده است . حق با کدامیک از آنهاست ! واقعیت این است که چنانچه از این دو گروه سوال شود هر کدام خود را برحق می دانند و اگر از جمعیت کثیر بین این دو سوال شود هر دو گروه را منحرف می دانند . از آنجا که حکومت نماینده اکثریت جامعه است برای پایداری ناچار است در نقطه تعادل قرار بگیرد و نهایتا" با دیدگاه های افراطی در هر سو به مبارزه برخیزد . البته این مبارزه مفهوم فیزیکی ندارد بلکه بیشتر فرهنگی است و تلاش جهت ابطال نظریه حاکمیتی اقلیت و ترویج فرهنگ اکثریت .

+ نوشته شده در  شنبه سی و یکم مرداد 1388ساعت 2:46  توسط علی تیماس  | 

مرکز مشاوره ملی

همه چیز را همگان دانند . این ضرب المثل قدیمی  از آن جهت حائز اهمیت است که دانش بشری بین ابناء بشر تقسیم شده است . خواه این دانش در خصوص علوم عملی همچون فیزیک و شیمی و زیست شناسی باشد و خواه در مورد علوم نظری چون علوم اجتماعی و فلسفی و دینی باشد .

 در حوزه علوم اجتماعی که حوزه وسیعی هم هست دولتها دخالت مستقیم دارند . زیرا وظیفه دولت ها عملا" خدمت به جامعه به نحو مطلوب است و این خدمت  بدون داشتن اطلاعات لازم در حوزه اجتماعی مقدور نیست . مرکز مشاوره ملی پاسخی به این نیاز است . اگرچه هم اکنون دولت با ایجاد پایگاه اطلاع رسانی ریاست جمهوری امکان ارتباط یکایک شهروندان را با دولت فراهم کرده است  و هر کس می تواند پیشنهاد ها و نظرهای خود را بدون هیچ محدودیتی به این مرکز ارسال کند  لیکن عده ای از بزرگان که مشورت دادن را تنها حق خود و طبقه خود می دانند همواره دولت را به عدم مشورت متهم می کنند .

 شاید آنها فکرمی کنند که موقعیت اجتماعی چون نمایندگی مجلس و صدارت و وزارت و سایر مناصب دولتی که در حال و سابق داشته اند مسبب ایجاد چنین حقی باشد ولی به همان دلایل مذکور در بالا همه چیز را همگان دانند ولو اینکه طرف هیچ نام و نشان دولتی هم نداشته باشد . به تجربه به این نکته ظریف رسیده ام که جهت مطالعه اجتماع همواره به سراغ بی نام و نشان ترین افراد بگردم و از نیازها و خواسته های آنان مطلع شوم .

 پیشگوئی لزوما" به معنی غیب گوئی نیست . هر کس بتواند از این علوم مطلع گردد می تواند اندکی جلوتر را هم ببیند همانطور که دانش ما در فیزیک اعلام می کند که خورشید گرفتگی و ماه گرفتگی چه زمانی اتفاق می افتد در حوزه اجتماعی هم مقصد بعدی اجتماع قابل پیشبینی است تنها کافی است خود را درچهاردیواری مقام و منصبتان زندانی نکنید و فارغ از موقعیت اجتماعی خود به هرجا قدم بگذارید .  یکی از عوامل موفقیت دولت احمدی نژاد را همین مسئله می دانم . او توانسته با اقشار وسیع ملت ارتباط بگیرد و نظرات آنها را بکارگیرد . و البته هم این عملش نارضایتی برخی از خواص را درپی داشته و در یکی از مناظره ها در ایام انتخابات یکی از کاندیدا های محترم خطاب به وی گفت " کاری کردی که هیچ کس دور و برت نباشد " دلم می خواست آن لحظه آنجا بودم و به آن کاندید گرامی می گفتم اگر شما هم می توانستید همچون او پیله خود را بشکنی شاید بعد از دو دوره پی در پی حضور در صحنه اندک شانسی برای خودت فراهم می کردی.!

+ نوشته شده در  سه شنبه بیستم مرداد 1388ساعت 9:3  توسط علی تیماس  | 

جنگ رسانه ای

تاریخ بشریت در هیچ زمانی تا این اندازه از رسانه ها متاثر نبوده است . گویا در دنیای کنونی رسانه ها جزو لاینفکی از زندگی هستند. تا قبل از اختراع رادیو نقل و انتقال خبر بدون گذشت زمان امری ناممکن بود . مدتها طول می کشید تا خبر از گوشه ای از جهان به گوشه دیگر آن برسد . پس از اختراع رادیو سرعت انتقال خبر به سرعت نور رسید و امواج رادیوئی حامل خبر با سرعت سیصدهزار کیلومتر در ثانیه طی طریق می کنند و در کسری از ثانیه به گوش مخاطب می رسند . همزمان با این تحول علمی اهمیت و جایگاه رسانه ها در تحولات سیاسی و اجتماعی نقشی دو چندان یافت . امروز علاوه بر رادیو، تلوزیون و اینترنت  نیز از ابزارهای قوی رسانه ای محسوب می شوند و جوامعی که از این رسانه ها بهره می برند تاثیر خود را بر جوامع کمتر توسعه یافته تحمیل می کنند . بی گمان آنانکه به نحو شایسته تری از این رسانه ها برخوردارند به هدایت بشریت به سمت و سوی مقصد مورد نظر خود موفق تر بوده اند . مثال واضح آن جنگ سرد است که دنیای سرمایه داری صرفا" با استفاده از ابزار رسانه ای بر دنیای کمونیزم برتری یافت و قلب تپنده سوسیالیسم را هدف قرار داد . درست زمانی که غرب به توسعه رسانه ها روی آورد بلوک شرق در صدد ایجاد دیوار آهنین در مقابل این امواج برآمد ولی غافل از آن بود که این امواج ریز در نهایت از هر روزنی عبور می کنند تا خود را به مقصد برسانند . جنگ رسانه ای در تمام زمانها مقدم بر جنگ فیزیکی بوده است . حتی درون توده های کوچک هم چنین بوده است و رسانه جزو لاینفک ابزار سیاست است . هرگاه دشمن برای پیروزی بر رقیب تلاش می کرد ابتدا از طریق ابزار رسانه ای حریف را مورد تهاجم قرار می داد و پس از سست شدن پایه های حریف در پشت جبهه به تاخت و تاز فیزیکی روی می آورد . نمونه ای از آن را به عنوان مثال در جنگ های صدر اسلام می توان جست و جو کرد . در جنگ احد دشمن با توسل به یک شایعه ساختگی و انتشار سریع آن توسط جارچیان (رسانه قدیمی) چیزی نمانده بود که بساط اسلام را برچیند . آنها با انتشار شایعه کشته شدن پیامبر ضربه های سختی به لشکر اسلام وارد کردند و اگر جانفشانیهای علی (ع) و عده ای محدود از یاران آگاه نبود مسیر تاریخ تغییر می کرد . یا زمانی که معاویه در مقابله نظامی با حضرت علی نتوانست کاری از پیش ببرد با استفاده از جنگ رسانه ای ابتدا به تضعیف روحیه طرفداران آن حضرت پرداخت و نهایتا" به مقصود خویش نائل شد . حتی زمینه سازی برای ترور آن حضرت را تدارک دید و پس از اینکه آن حضرت در مسجد کوفه به شهادت رسید عده ای از مردم گفتند مگر علی هم نماز می خواند . در دنیای امروز نام ان را ترور شخصیت می نامند . چه جفاها که به آن یگانه مرد تاریخ انجام نشد . به خدای کعبه که رستگار شدم . این را بعد ضربت می گوید . گویا او خود را مقبول درگاه خداوند یافته و برای وصالش لحظه ها را شمرده است . ای مولای من و آنکه نزد خداوند آبروئی داری ،به حق محمد و اهل و بیت او شفیع ما در درگاه خداوند باش و ما را دعای رستگاری بفرما .

+ نوشته شده در  پنجشنبه پانزدهم مرداد 1388ساعت 23:39  توسط علی تیماس  | 

لزوم اطاعت از رهبری

یک بار دیگر رهبر معظم انقلاب با صدور رهنمودی هوشمندانه از تداوم یک مجادله جلوگیری نمود . پس از انتخاب اسفندیار رحیم مشائی به سمت معاون اولی ریاست جمهوری تعدادی از افراد و گروه های اصولگرا به این انتصاب ریاست جمهوری لب به اعتراض گشودند و در مدت کوتاهی دامنه اعتراضات همچنان بالا گرفت .تا آنجا که مقام معظم رهبری طی رهنمودی این انتصاب را به صلاح دولت ندانست و خواستار لغو حکم معاونت اولی رحیم مشائی شدند . اندکی بعد رحیم مشائی ضمن کناره گیری از سمت خود آمادگی خود را جهت خدمت در هرکجای ایران و در خدمت نظام و انقلاب اعلام کرد . 

 تردیدی نیست که اطاعت از رهبری بر همگان واجب و لازم است و آقای مشائی و رئیس دولت هم پایبندی خود را عملا" نشان دادند و ای کاش سایرین نیز که گاه با رفتارهای دوگانه در سخن خود را پیرو رهبری و در عمل خلاف آن عمل می کنند از این واقعه درس بگیرند و سخن و عملشان یگانه باشد . با این حال سخنی با طیف اصولگرا هم لازم می نماید . و آن سخن این است که ریاست جمهوری با رای قاطع ملت برگزیده شده است و نماینده تمام اقشار جامعه اعم از اصول گرا و اصلاح طلب است  و همه کسانی که در این دو طیف سیاسی نیستند  سهمی از ریاست جمهوری دارند . زیرا رئیس دولت عملا" خود را وابسته به هیچ یک از جناح ها نمی دانند و حتی در عمل هم ثابت نموده که به سفارشات این و آن در انتخاب مدیران چندان توجهی ندارد . شاید یکی از خصوصیات خوب ریاست جمهوری همین خصلت وی باشد . تردیدی نیست که طی چنین شرایطی مدیران انتخابی ریاست جمهور ممکن است با سلائق بسیاری از گروه ها و جناح ها متفاوت باشد و متناسب با مدیر منتخب اعتراض اقشار و گروهی را در پی داشته باشد . آیا به واقع رئیس دولت به عنوان نماینده آحاد ملت حق گزینش آزادانه مدیران خود را ندارد  که اگر چنین باشد  دیگر نباید توقع زیادی از رئیس دولت داشت و اگر نارسائی بوجود آمد رئیس دولت را مقصر دانست .

اگر قرار باشد هر مدیری مخالف میل و نظر ما بود فریاد برآوریم و سر و صدا بکنیم تا نهایتا" پای مقام معظم رهبری به وسط کشیده شود و به خاطر ایجاد صلح و ثبات در کشور تصمیماتی اتخاذ کنند اگرچه در کوتاه مدت مسئله حل می شود اما در بلند مدت پیامدهای آن می تواند جبران ناپذیر باشد . رئیس جمهور بر خلاف نظر آنان که وی را اصولگرا می دانند ترکیبی از اصولگرائی و اصلاح طلبی است . ایشان هم اصولگرائی خود را به اثبات رسانده و هم اصلاح طلبی خود را و در هر دو نظرگاه  مرد عمل بوده است . بر خلاف گذشته که عناوینی چون اصولگرائی و اصلاح طلبی تنها متکی بر شعارهای زیبا و عامه پسند استوار بود دکتر احمدی نژاد بدون تبلیغات و ایجاد هیاهو در این مسیرها گام برداشته و رمز موفقیت وی در دوره دوم ریاست جمهوری همین موارد بوده است . .

 اگر آقای مشائی اظهار نظری نمود که با سیاست های کلی نظام همخوانی نداشت  نباید تمام قابلیت های این فرد نادیده گرفته شود . آن هم فردی که ولایت پذیر است و مورد اعتماد رئیس دولت. می گویند خداوند از گناهان انسان در می گذرد آیا روا نیست که انسانها نیز چنین کنند و از سختگیری های بیمورد که تداعی کننده نوعی تحجر و عقبگرد است پرهیز نمایند . امید است عقلای قوم پس از این قدری صبورتر باشند و اجازه ندهند ذخایر معنوی رهبری در این موارد خرج شود . حداقل توافق این است که همه ما خود را مطیع رهبری می دانیم و به دانائی و هوشیاری وی ایمان و اعتقاد داریم و صد البته ایشان هرگاه احساس خطری بکنند اول کسی که مورد رجوع ایشان قرار می گیرند مردم هستند و در وهله اول مردم را با عمق و ابعاد خطر آشنا می کنند . پس دیگر چه جای نگرانی است !

ای دل ار سیل فنا بنیاد هستی برکند               تا تو را نوح است کشتیبان زطوفان غم مخور

 

+ نوشته شده در  شنبه سوم مرداد 1388ساعت 12:47  توسط علی تیماس  |