|
سخنی با نیروی محترم انتظامی بسم الله الرحمن الرحیم با سلام و صلوات بر محمد مصطفی(ص) و آرزوی عنایت حق تعالی به کلیه مریدان آن حضرت با این امید که قلمم در خدمت اهداف عالیه نظام مقدس جمهوری اسلامی باشد سخنم را آغاز می کنم . تردیدی نیست که امنیت و آسایش همه ما در گرو تلاش شبانه روزی کسانی است که صادقانه در طول شبانه روزدر کوی و معابر و مرزهای پهناور این دیار مقدس به پاسداری و حفظ و حراست از امنیت جامعه همت گماشته اند . خوشبختانه طی سالهای اخیر فاصله بین نیروی پلیس و مردم به تدریج کمتر و کمتر شده تا آنجا که امروز پلیس به عنوان امین مردم مورد اعتماد اکثریت جامعه ایران قرار گرفته است . یادم نمی رود چند سال پیش از این وقتی که می خواستیم از کوچه ها گذر کنیم حضور اراذل و اوباش که گاه در این کوچه ها بیتوته می کردند امنیت روانی هر رهگذری را مورد هجوم خود قرار می داد که خوشبختانه پس از اجرای طرح ارتقای امنیت اجتماعی امروز حتی نیم شبان بی هیچ گونه هراسی از خانه بیرون میشویم و همه اینها را مدیون نیروی انتظامی هستیم . حتی ایام عیدمان را با حضور پررنگ پلیس هم در محلات و هم در جاده های کشور بدون هیچ دغدغه ای پشت سر گذاشتیم . با این حال هرازگاه اتفاقاتی به ندرت روی می دهد که تلاش و کوشش همه عزیزان دست اندرکار در آن مجموعه را خنثی و بی اثر می کند . اشتباه فاحشی که توسط یکی از پرسنل نیروی ناجا در هفته های گذشته که در ساحل نخل ناخدا به وقوع پیوست و مسبب آن حادثه تلخ گردید و حوادث مشابهی از این دست که در سالیان اخیر هم کم نبوده اگرچه یک اشتباه است اما تکرار مداوم آن تمام آن حلاوت و شیرینی را که نیروی پلیس در جامعه دارد به باد فنا می دهد . چرا که چنین حرکاتی درست عکس وظیفه پلیس است .زیرا پلیس نشانه امنیت است . حالا وضعی پیش بیاید که آن ماهیگیر از حضور در محیط کارش بترسد و هرآن احساس کند که ممکن است گشتی از راه برسد و ناگهان ماشه ای چکانده شود و نه تنها خانواده ای با چهار فرزند ضغیر از نعمت پدرخانواده محروم شود بلکه صدها فامیل و آشنای دور و نزدیک داغدار و ماتم زده این حادثه باشند . خوب این به همه جامعه سرایت می کند و همین ماهیگیر شغلش را رها می کند و بیکاری بر خیل بیکاران اضافه میشود و نهایتا" بازار مصرف محصولات دریائی رشد قابل توجهی پیدا می کند . و فشار این تورم و گرانی مجددا" امنیت روانی جامعه را مخدوش می کند . پیامبر رحمت همواره عطوفت و مهربانی را سرلوحه کار خویش قرار داده بودند و جز با خصم که نیازمند نوعی خشونت بود با همگان رفتاری مهرورزانه داشتند و خوشبختانه شعار امروز دولت ما هم مهرورزی و عدالت است . آیا به واقع اتفاقاتی نظیر این حوادث وجه تشابهی با این شعارها و آرمانها دارد . اگر قوانین نارسا و ناکافی است نمی توان سکوت کرد و باید در پی اصلاح قوانین بود . اما به نظر نمی رسد حتی قانون در این مورد مجوزی برای خشونت باشد . زیرا .... به اعتقاد نگارنده این حوادث بیشتر در اثر عدم اطلاع و آگاهی کسانی است که در چنین مسئولیت هائی خدمت می کنند و نیازمند آموزش و روانشناسی لازم است . امید که دیگر شاهد چنین حوادثی نباشیم و افراد خاطی مورد تنبیه دستگاه مربوطه قرار گیرند و امنیت و آرامش در حوزه مربوطه مستقر گردد . انشاءالله
+ نوشته شده در پنجشنبه سی و یکم اردیبهشت 1388ساعت 11:32  توسط علی تیماس
|
جنگ الفاظ را پایان دهید اگر از سوابق هریک از این بزرگواران سوال کنید جز کارنامه درخشانی که در طول خدمت از خود به جا گذاشته اند نمی توانم چیزی بگویم . هر دو را از لحاظ مدیریتی از افراد توانمند می دانم . آن یک در طول هشت سال مقاومت در برابر متجاوز بعثی امتحان خودش را پس داده و این یک جنگ دیگری در حوضه رسانه ای و بین المللی علیه کشور را خنثی نموده . آن یک ارزاق مورد نیاز آنان را به نرخ دولتی توزیع می کرده و این یک سخن از اصلاح متناسب آن امر با مقتضیات زمان می گوید . هر دو آنها آرمان اصول گرایان و اصلاح طلبان هستند . هر دو خصلت در آنان جمع است و هر دو خدمت گذار و صادق هستند . دلیل می آورم تا قبول کنی . همین موضوع استعفا که متاسفانه برخی آن را چماقی علیه موسوی کرده اند نشان از صداقت موسوی در دوران خدمتش است . انسان محافظه کار چنین حرکتی نمی کند ولی او نشان داده که ملاحظه گر نیست . اگر او در پی چسبیدن به قدرت بود به هر قیمت ممکن به دنبال حفظ آن بود و او چون جد بزرگوارش علی (ع) ردای قدرت را به خاک افکند . از این جهت است که تخریب موسوی به صلاح هیچ کس نیست . در سوی دیگر اقدامات دکتر احمدی نژاد در حفظ غرور ملی ایران را به جایگاه واقعی اش در سطح جهان نزدیک نموده و شهامت وی در برابر برخورد با مسائل اجتماعی خصوصا" مسئله بیمه روستائیان . اعطای سهام عدالت . حذف سازمان بی مصرف برنامه ریزی و مدیریت . مبارزه با فساد دولتی و سهمیه بندی بنزین ستودنی است . این هم از نشانه های صداقت شخص رئیس جمهور است . باز هم می توان گفت اگر رئیس جمهور اهل محافظه کاری و یا ملاحظه کاری بود می باید از این عمل امتناع می کرد . این روزها فضای تخریب چهره هر دو بزرگوار را هدف قرار داده و متاسفانه دوستان نادان طرفین یکدیگر را آماج حمله خود قرار داده اند . این فضا شایسته جامعه مسلمان و فرهیخته ای چون ایران نیست . آنها فرزندان ایران هستند . ما به هر دوی این بزرگواران احتیاج داریم .. میر حسین که سابقه نخست وزیری دارند می توانند این چهارسال را به عنوان معاون اول رئیس جمهوری خدمت کنند تا حساب و کتاب بیشتر دستشان بیاید و خود را برای ریاست جمهوری یازدهم مهیا کند. پدر بزرگواری چون مهدی کروبی هم برای اداره وزارت کشور متناسب هستند . سایر کاندیداها نیز به فراخور حال جایگاهی در قدرت داشته باشند .اینگونه سوء تفاهم ها بر طرف میشود و شبهاتی که پیرامون مسائل جاری کشور وجود دارد بر طرف می گردد و ما هم پای صندوقهای رای با حداکثر توان حاضر میشویم و این صلح ملی را جشن می گیریم . رای ما به صلح و صفا و صمیمیت است . بگذارید همه فرصت حضور داشته باشند
+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و سوم اردیبهشت 1388ساعت 10:35  توسط علی تیماس
|
![]()
+ نوشته شده در سه شنبه پانزدهم اردیبهشت 1388ساعت 8:10  توسط علی تیماس
|
4=2+2 این روزها که لحظه به لحظه به انتخابات ریاست جمهوری نزدیک می شویم همواره عده ای در صدد یافتن این پاسخ هستند که بالاخره چه کسی رئیس جمهور آینده است . مخصوصا که در هر دوره ای کسانی یافت میشوند که مایلند در کنار کسی بایستند که بطور یقین و احتمال بالا رئیس جمهور خواهد شد . این گفتار قصد دارد تا با ارائه تحلیلی ریاضی به بررسی این مسئله بپردازد که طبق احتمالات ریاضی شانس کدام گروه بالاتر از دیگران است . تا اینجای کار حضور سه جریان فعال ستادی قابل مشاهده است که اگر دقت شود این سه جریان در انتخابات نهم ریاست جمهوری هم فعال بودند . گروه اول که خود از ترکیب چند زیر گروه شامل ایثارگران انقلاب اسلامی . اصولگرایان اصلاح طلب و اصولگرایان سنتی و مجموعه اجزای فرعی این گروه ها متفقا" به کاندیدای واحدی به نام محمود احمدی نژاد رسیده اند . در واقع آنها طی ماه ها تلاش در پی بهترین گزینه ممکن بودند و افرادی چون قالی باف . رضائی . ولایتی . لاریجانی . روحانی . ناطق و .. مورد مطالعه قرار گرفتند اما در نهایت نتیجه این مطالعات نشان داد که محبوبیت آقای احمدی نژاد میان اقشار وسیعی از مردم جامعه بیش از سایرین است . گروه دوم که در انتخابات نهم هم حضوری فعال داشت گروه موسوم به اصلاح طلبان تندرو است که در راس آنها سازمان مجاهدین و حزب مشارکت قرار دارد . این گروه با تلاش و هزینه زیاد در انتخابات نهم ریاست جمهوری توانست قریب دو میلیون رای برای کاندیدای منتخب خود در آن دوره ( دکتر معین) دست و پا کند و اکنون هم حمایت از کاندیداتوری میر حسین موسوی را اعلام نموده اند . گروه سومی موسوم به اصلاح طلبان میانه رو پیرامون شیخ اصلاحات مهدی کروبی رحل اقامت افکنده اند که بجز حزب اعتماد ملی افراد صاحب نامی چون کرباسچی شهردار سابق تهران . مهاجرانی وزیر ارشاد دولت خاتمی و نجفی وزیر سابق آموزش و پرورش و روزنامه نگارانی چون عمادالدین باقی و عباس عبدی و محمد قوچانی قرار دارند . نتیجه انتخابات دور نهم که در دو مرحله برگزار گردید کمک شایسته ای به تحلیل حاضر می کند و به نظرم چنین است که منتقدان آقای احمدی نژاد پس از چهار سال انتقاد مداوم به کاپشن پوشیدن رئیس جمهور و توزیع سهام عدالت توسط وی نتوانسته اند از تعداد آرای او کم کنند . حال اگر از افزایش آرای آقای احمدی نژاد که بدلیل عملکرد اصولی او در حوزه های مختلف سیاسی و اجتماعی و اقتصادی ناشی میشود صرف نظر و همان آرای چهار سال پیش را مبنا قرار دهیم به جمع بندی ذیل خواهیم رسید . می دانیم که در انتخابات دور دوم ریاست جمهوری آقای احمدی نژاد با هجده میلیون رای در مقابل هشت میلیون رای آقای هاشمی رفسنجانی جلو افتاد . هرچند بعضی معتقدند که آرای آقای هاشمی کمتر از این بوده و صرفا" به لحاظ رعایت مصلحت این رقم اعلام گردیده ولی ما همین رقم را مبنا قرار می دهیم و محاسبات را برپایه آن انجام خواهیم داد . پس نتیجه اینکه اگر رشد آرای کشور را بیست درصد در نظر بیاوریم خواهیم داشت : احمدی نژاد = 18000000+3600000=21600000 یعنی با افزایش بیست درصدی جمع آرای آقای احمدی نژاد به رقم بیست و یک میلیون و ششصد هزار می رسد . حالا اگر در گروه اصلاح طلبان کل آرا با احتساب بیست درصد افزایش مورد بررسی قرار گیرد خواهیم داشت . اصلاح طلبان= 8000000+1600000=9600000 به این ترتیب کل آرای اصلاح طلبان برابر نه میلیون و ششصد هزار رای پیشبینی میشود که البته بین آقایان موسوی و کروبی تقسیم میشود و حتی در صورت کناره گیری یکی از آنها تاثیری بر نتیجه انتخابات نخواهد داشت . لذا نگرانی در خصوص صیانت از آرا وجود ندارد زیرا عملا" اختلاف آنچنان بزرگ است که نتیجه از هم اکنون قابل پیشبینی است . اما توصیه مناسب به اصلاح طلبان این است که فرصت را از دست ندهند و اگرچه این انتخابات منجر به نتیجه دلخواه آنها نخواهد شد و معجزه ای که مورد انتظار آقای تاج زاده در انتخابات گذشته بود بعید می نماید ، اما یک فایده بزرگ از آن بدست می آید و به یک اختلاف عمیق داخلی اصلاح طلبان پایان می دهد و آن عبارتست از اینکه بالاخره در جامعه اصلاح طلبی کدام طرز تفکر آرای بیشتری دارد ؟ آیا تفکر جناح تندرو که سازمان مجاهدین و حزب مشارکت نماینده آن است یا جناح میانه رو که حزب اعتماد ملی و شخص آقای کروبی در میانه آن است . این نتیجه هرچه باشد در انتخابات های آتی به بسیاری از اختلافات پایان خواهد داد .
+ نوشته شده در چهارشنبه نهم اردیبهشت 1388ساعت 10:33  توسط علی تیماس
|
![]()
+ نوشته شده در دوشنبه هفتم اردیبهشت 1388ساعت 11:28  توسط علی تیماس
|
|
|