|
داستان آب و آفتابه سال 1366 دسته شناور ژاندارمری بندرلنگه تعداد سربازان خیلی کم بود به خاطر اینکه زمان جنگ بود و تعداد زیادی از سربازها را به سمت جبهه می فرستادند . کار بسیار فشرده بود و هیچ اوقات بیکاری نداشتیم . مدام یا سر پست نگبانی بودیم یا هم مشغول تمیز کردن سطح زیرین قایقهای گشتی . دسته شناور وظیفه حراست از مرزها را در خصوص کالای قاچاق به عهده داشت . یک روز که از سر پست نگهبانی برگشتم سرباز تازه واردی دیدم با قامتی نسبتا" بلند ، دارای ته ریش ، چهره ای نسبتا" سفید و لهجه اصفهانی . تخت کنار کولرگازی را برای او مرتب کرده بودند و بعد ها شنیدم که به عنوان نماینده عقیدتی ، سیاسی به آنجا آمده بود . خلاصه در آن روزها که ما سخت مشغول کار بودیم و ایام به سختی می گذشت او تقریبا" بیکار بود . نه اینکه کاملا بیکار بلکه حالت پاره وقت داشت . نمازش را درست سر وقت می خواند و البته قبل از آن وضوی مفصلی هم می گرفت . کم کم بساط نماز جماعت هم برقرار گردید و خود او به عنوان پیشنماز انجام وظیفه می کرد . یک روز بعد از خلاصی از پست نگهبانی با عجله خودم را به دستشوئی رساندم و چون نزدیک نماز بود با عجله وضو ساختم و همینکه پایم را از دستشوئی بیرون گذاشتم یقه ام را گرفت . همان آقا را می گویم . مسئول سیاسی و عقیدتی و پیشنماز خودمان را . گفت بدون طهارت وضو ساختی . پرسیدم مگر تو از زیر در به داخل نگاه می کردی ؟ گفت خیر . پرسیدم پس چطور مرا متهم به نجاست می کنی . گفت آفتابه را من برده بودم بیرون وضو بگیرم . سخنی دیگر نگفتم . حق با او بود . او نمی توانست با آب شور موجود در لوله های آب بندرلنگه وضو بسازد ، برای همین آفتابه را از دستشوئی خارج می کرد و از منبع آب شرب که تانکر کوچکی درون محوطه بود پر از آب می نمود و طهارت و وضو می ساخت . از آن روز به بعد من در نظر او آدم نجسی بودم که فقط برای رنگ کردن او در صف نماز حاضر میشدم . البته این مسئله تنها گناه او نبود . دیگران هم ذهنیت او را در این خصوص دستکاری کرده بودند . شاید چند هفته بعد بود که نامه انتقالی من به پاسگاه مهتابی آمد . ابتدا خیلی ناراحت بودم . فکر می کردم بدتر از جای کنونی باشد . هر چه بود بار سفر را بستم و با یکایک پرسنل خداحافظی کردم دست آخر هم به سراغ همان آقا رفتم و بعد از خداحافظی گفتم راستی آقای فاضلی ! برای طهارت آب واجبتر است یا آفتابه ؟ حافظ علیه الرحمه می فرماید : پشمینه پوش تندخو از عشق نشنیده است بو از مستی اش رمزی بگو تا ترک هوشیاری کند .
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و هشتم آبان 1387ساعت 9:26  توسط علی تیماس
|
بود که یوسف مصری .... چند سال است که تعدادی از اساتید محترم دانشگاه طی دو یا سه نامه سرگشاده به ریاست محترم جمهوری نگرانی خود را در خصوص اوضاع و احوال سیاسی و اقتصادی دولت بیان نموده اند . آنها با تحلیل خود از وضعیت موجود سعی داشته اند دولت را از انجام بعضی از امور منجمله طرح تحول اقتصادی منصرف کنند و گناه تورم و بیکاری و سایر مشکلات در تعامل با دنیای خارج را متوجه دولت نمایند . البته که اساتید محترم دانشگاه به عنوان یک شهروند ایرانی حق دارند که نگران سرنوشت خود و کشورشان باشند و جای تشکر فراوان دارد اما چند سوال اساسی در این خصوص وجود دارد که چرا این رویه به تازگی آغاز شده است . آیا این دانشمندان عزیز و بزرگوار در این مملکت نبوده و از خارج کشور آمده و ناگهان کشور را در سراشیبی سقوط دیده و اینگونه هشدار می دهند یا هم اینکه در همین سرای بوده ولی سکوت اختیار نموده یا وادار به سکوت شده اند . اگر مورد اولی یعنی غیبت آنان را فرض قرار دهیم و اکنون که در کشور حضور یافته اند متوجه این مشکلات شده اند که لازم است به آن بزرگواران یادآوری شود که ای عزیزان وقتی شما در این مملکت حضور نداشتید کشور ما حتی تورم پنجاه درصدی را هم در کارنامه خود دارد و خوشبختانه از آن مرحله گذشت و جای نگرانی نیست و اگر طبق فرمایشات شما تورم 29 درصدی شهریور87 ملاک عمل شود به این معنی است که هنوز بیست درصد دیگر جا دارد . اما اگر در همین سرای بوده و ساکت مانده اید از شما بزرگواران گلایه داریم که چرا آن روز که شالوده این بنای کج پی ریزی می شد هیچ حرف و حدیثی و سخنی و نامه ای حتی با ده امضا به روئسای محترم جمهور وقت به شکلی سرگشاده مطرح نفرمودید که حداقل عوام را متوجه موضوع و به تفکر وادار کنید که اگر چنین می شد شاید اکنون ما هم می توانستیم نسبت به حسن نیت و احساس مسئول بودنتان یقین بیشتری داشته باشیم . اما بحث دومی هم مطرح است و آن نگرانی از این مسئله که خدای نکرده ممکن بود در صورت چنین اقدامی داغ و درفشی و یا سرب داغی در میان بوده و علت سکوت اصلی علما از آن جهت بوده و به سبب پرهیز از مجازات این نامه های سراسر مملو از احساسات مشفقانه معطل مانده است که اگر اینچنین است باید درود یکایک ملت را نثار آقای احمدی نژاد کرد که حداقل فضای دموکراسی و جامعه مدنی را ایجاد نموده تا فضلای قوم بدون هیچ ترس و واهمه به اظهارات مشفقانه بپردازند . عزیز مصر به رغم برادران غیور ز قعر چاه برآمد به اوج ماه رسید
+ نوشته شده در دوشنبه بیستم آبان 1387ساعت 9:2  توسط علی تیماس
|
بدون تردید هرمزگان یکی از استانهای مهم کشور در تامین محصولات کشاورزی محسوب می شود . درست زمانی که اغلب نقاط کشور با سرمای پائیزی و زمستانه دست به گریبان است انواع محصولات کشاورزی در هرمزگان تولید و به اقصی نقاط کشور ارسال می شود . حتی بخش اعظمی از محصولات در گذشته به کشورهای حاشیه خلیج فارس صادر میشد که خود باعث بهبود قیمت ها و رضایت مندی این قشر زحمت کش و تولید کننده را در پی داشت . در گذشته بدلیل وجود سوبسید در بخشهای مختلف کشاورزی نظیر کود . سم . بذر و ماشین آلات کشاورزان با فروش محصول به قیمت های پائین هم می توانستند سود معقولی بدست آورند . اکنون با کم رنگ شدن حمایت های دولتی از بخش کشاورزی وضعیتی بوجود آمده که فعالیت کشاورزی را به یک ریسک بزرگ تبدیل کرده است . البته این بدان معنا نیست که باید روشهای یارانه ای گذشته را ادامه داد . بلکه باید فکر نو و ابداعی تازه خلق کرد تا وضعیت کشاورزان بهبود نسبی پیدا کند . به عنوان مثال خرید تضمینی محصولات کشاورزی می تواند یکی از راهکارها باشد . البته تعدادی از محصولات مانند گندم و ذرت را دولت خریداری می کند اما تعداد زیادی از محصولات چون بادمجان و گوجه فرنگی و سایر صیفی جات از این حمایت محرومند . به این ترتیب گاه کشاورزان ترجیح می دهند که زمین ها را کشت نکنند تا مبادا دچار ضرر و زیان نشوند . از جمله سیاست هائی که وزارت کشاورزی می تواند به آن اهتمام ورزد تهیه آماری جامع و کامل از میزان مصرف محصولات کشاورزی در کشور است . این آمار کمک خواهد نمود تا معادله ای برای سطح زیر کشت هر محصول بدست آید و با توجه به آن برنامه ریزی شود که هر استان تا چه ظرفیتی باید اقدام به کشت یک محصول خاص (مثلا" پیاز) نماید . لذا با داشتن چنین آماری کشاورزان هم می توانند خود را با آن تطبیق دهند . مشکل دیگر وجود واسطه های زیادی است که بین تولید کننده و مصرف کننده وجود دارد . شاید تعجب بکنید از این موضوع که گاه محصولی از کشاورز خریداری شده و به ده برابر قیمت به دست مصرف کننده می رسد در حالی که فاصله جغرافیائی تولید کننده و مصرف کننده از پنجاه کیلومتر تجاوز نمی کند . این یک انحراف بزرگ است که به تدریج کشاورزان را که حتی مصرف کنندگان را به زانو در می آورد . حالا مسئول این نظارت کیست بماند ؟ مشکل دیگر عدم مکانیزاسیون کشاورزی هرمزگان است . سیستم های سنتی دیگر قابلیت رقابت ندارند . ماشین آلات حداقل ده برابر سریعتر و دقیقتر از انسان عمل می کنند . بنابر این بازده کاری آنها سبب کاهش هزینه تولیدات و فرآورده های کشاورزی است که نتیجه مستقیم آن هم به سود کشاورزان و هم مصرف کنندگان است . صنایع تبدیلی هم در کنار فعالیت های کشاورزی یکی از ضروریات است . زیرا به هر دلیلی نتوانیم محصول را مورد استفاده مستقیم قرار دهیم با کنسرو کردن محصول و نگهداری آن برای مدت طولانی تری عملا بخش اعظمی از منابع کشور را حفظ کرده ایم . چنین به نظر می رسد که نگاه دولت به بخش کشاورزی باید یک نگاه مشفقانه همراه با نظارت مستمر و آمیخته با آموزش باشد . ناگفته نماند که اغلب کشاورزان هرمزگان از دانش لازم در فعالیتی که بدان اشتغال دارند محرومند و چنانچه کتب یا مجلاتی آموزشی از طرف ادارت مربوطه به رایگان بین کشاورزان توزیع شود در بهبود وضعیت کشاورزی هرمزگان تاثیر بسزائی خواهد داشت . هر چند سخن در این زمینه بسیار است و در این مجال کوتاه میسر نیست . این نکته ناگفته نماند که وضعیت اسف بار منابع آب در استان شاید بن بست کشاورزی هرمزگان باشد و اگر دولت نتواند در زمینه تامین آب شیرین از طریق نصب آب شیرین کن در مقیاس وسیع که خوشبختانه با دانش هسته ای امروز کشور امر چندان دشواری نیست تولیدات کشاورزی آینده ای نامطمئن را در انتظار خواهد بود . این مطلب در گامرون شماره ۱۴۶ مورخ هشتم آبان به چاپ رسید .
+ نوشته شده در چهارشنبه هشتم آبان 1387ساعت 11:53  توسط علی تیماس
|
|
|