|
انحطاط غرب هر روز خبرهای تازه ای از جوامع غربی مبنی بر ازدواج قانونی همجنس گرایان دیده و شنیده میشود . حتی دولت هائی که تا کنون در این مورد مقاومت نموده به تدریج زیر فشار اعتراض آمیز همجنس گرایان تن به پذیرش خواسته آنان می دهند و این امر کم کم تمام جوامع غربی را در می نوردد . این مسئله که تمایلات همجنس گرایانه تقریبا" در تمام ملیت ها وجود دارد امر تازه ای نیست اما اینکه چنین تمایلاتی در جوامع غربی بیشتر از جوامع شرقی وجود دارد امری کاملا" بدیهی است . اما خواستگاه چنین تمایلاتی چه می تواند باشد و ریشه آن در کجا قرار دارد . بدون تردید غربیها که خود از پدیدآورندگان روانشناسی جدید هستند بهتر از هر کس دیگری می توانند این مسئله را مورد تجزیه و تحلیل قرار دهند و علت العلل این تمایلات را ریشه یابی و جهت درمان آن چاره اندیشی کنند . آنچه در این باره می توان گفت این است که چنین تمایلاتی حالتی بیمارگونه است که فرد را برخلاف طبیعت وجودی که تمایل به جنس مخالف دارد به سوی همجنس می کشاند . تقریبا" هیچ موجودی را در طبیعت نمی توان یافت که همجنس گرا باشد مگر تحت شرایط خاص . و بنا بر این فارغ از منع مذاهب آسمانی که چنین عملی را گناه می شمارد و آن را نهی می کند به لحاظ برهان عقلی چون این پدیده غیر طبیعی می نماید باید در جهت درمان آن کوشا بود . البته اینکه غربیها اکنون ازدواج همجنس گرایان را به طور قانونی مد نظر قرار داده اند خود اقدام مبارکی است زیرا این بیماری مسری است و زمانی که این افراد شناخته شوند و همینطور آزادانه یکدیگر را بیابند حداقل بخشی از جامعه خصوصا" کودکان از تعرض این افراد بیمار مصون می مانند . ناگفته نماند که انکار این واقعیت اجتماعی که در تمامی جوامع وجود دارد دردی را درمان نکرده و تنها به سرایت این بیماری به بخش های سالم جامعه منجر میشود زیرا نیاز این بیماران اگر به روشهای قانونی مرتفع نشود همانا با روشهای خشن که گاهی منجر به قتل ده ها و صد ها کودک بی گناه انجامیده توام خواهد بود .
+ نوشته شده در دوشنبه سی ام اردیبهشت 1387ساعت 13:50  توسط علی تیماس
|
این موضوع را چند روز قبل از روز معلم شنیدم اما نخواستم با بیان آن روز معلم را که به همه معلمان تعلق دارد تضعیف کنم . زشتی ها و زیبائیها همه جا هستند . در هرکجای عالم هم آسمان یک رنگ است . معلم هم خوب و بد دارد . گاهی پله ترقی است و گاهی ناقوس سقوط . خانه اشان فقیرانه بود و کودکی که معصومانه دور و برم می پلکید . نام : حسین . چند سالته ؟ شش سال . کلاس چندمی ؟ دیگر جوابی نمی دهد و سرش را پائین می اندازد و مادرش جواب می دهد که او دیگر به مدرسه نمی رود . کنجکاو شدم که علت را بدانم و مادرش گفت که اوائل سال تحصیلی در یکی از روزهای عادی مدرسه پسرک با سر و صورت خون آلود به خانه می آید و مادر از ماجرا سوال می کند که چرا خون آلود هستی و سپس بغض پسرک می ترکد و می گوید که معلمش او را کتک زده است . فردای آن روز والدین هرچه تلاش می کنند که او را راهی مدرسه کنند موفق نمیشوند و به این ترتیب حسین اولین سال تحصیلی اش را این گونه تمام می کند . با پدرش مشورت می کنم که به اتفاق به سراغ معلمش برویم و در مورد حسین با وی گفت و گو کنیم اما پدرش در جواب می گوید امسال که دیگه تموم شد شاید سال آینده این معلم عوض بشه و نیازی به گفت و گو نباشه .
+ نوشته شده در دوشنبه شانزدهم اردیبهشت 1387ساعت 9:8  توسط علی تیماس
|
روزي معلم زيست شناسي سر كلاس آمد ودر آداب دست دادن چنين گفت : دست دادن را آدابي باشد كه شاگردان بايد بدانند و به ديگران تعليم دهند . بايد دانست كه هنگام دست دادن يك تماس لمسي بين دستهاي دو نفر بوجود مي آيد كه مي تواند ناقل ميكروب و تخم انواع انگل باشد به همين جهت است كه در دست دادن بايد محتاط باشيد ،بايد هنگامي كه با شخص بزرگتري ملاقات مي كنيد مودب و با احترام باشيد و تا او دست خودرا به طرف شما دراز نكرده شما دست درازي نكنيد، هنگامي كه وارد مجلسي ميشويد تنها به گفتن سلام اكتفا كنيد و مبادا دست يكايك حاضران را بفشاريد چه بسا كه عامل بيماري را چنين عملي منتشر كند و هنگامي كه بر طعام خوردن كسي يا گروهي وارد شديد مطلقا از دست دادن حذر كنيد چرا كه اينجا صحبت دست و دهان است و دست آلوده در دهان همانا بيماري است ،و به خاطر داشته باشيد چنانچه شما به بيماري مبتلا باشيد و كسي دستش را به سوي شما آورد از او عذر خواهي كنيد و آستين خود را به نشانه احترام به دست او بزنيد و شايسته باشد هنگامي كه دست شما خيس است ،دست خود را به طرف كسي دراز نكنيد چرا كه اين عمل براي طرف مقابل ناخوشايند باشد و نكته ديگر كه در گرماي تابستان پيش مي آيد و آن هم عرق بدن است كه به واسطه آن دست نمناك مي شود و نبايد كه دست و حتي آستين آلوده را جلو برد . بلكه بايد سلام و تعظيم كرد مهتران و كهتران را. بهترین سلام ما تقدیم تو باد ای معلم. گامرون شماره ۴۵
+ نوشته شده در پنجشنبه دوازدهم اردیبهشت 1387ساعت 10:38  توسط علی تیماس
|
|
|