|
دو اقدام مثبت
1- اولین اقدام مربوط است به نصب تعدادی آبسرد کن در معابر عمومی شهر که توسط فرمانداری بندرعباس و با همکاری شهرداری انجام شده است . آب آشامیدنی سالم و خنک در مناطق گرمسیری بخصوص در فصول گرم سال از نیازهای اساسی رهگذران کوچه و بازار است . سالها در انتظار چنین اقدامی بودیم . مسئولان زیادی آمدند و رفتند ولی دریغ از اندکی همت در جهت این عمل مردم پسند . حتی چندین فرماندار بومی و به اصطلاح درد آشنای مردم هم وقعی به این نیاز عمومی مردم نگذاشتند تا بالاخره دور به آقای احمد راستی رسید . فرمانداری که از بدو ورود به ساختمان فرمانداری سرمنشاء خدمات پیدا و پنهانی گردید که تحسین هر انسان منصفی را برانگیخته است . براستی آقای راستی و راستیها کجا بوده اند که تا کنون مردم از خدمات آنان محروم بوده اند . شاید هم این اتفاقی بیش نباشد که اکنون مدیری شایسته در جایگاهی شایسته نشسته است ولی بطور حتم می توان گفت که هر گاه مدیران جدیدی وارد صحنه مدیریت شده اند تحرک و پویائی آنان بیش از مدیرانی بوده است که سالها سمت مدیریتی را با خود یدک کشیده اند و هر نوع نوآوری و انگیزه کارکردن را از دست داده اند . باور بفرمائید که تعداد این عزیزان که همچنان به صندلی های مدیریتی چسبیده اند و تقریبا" با هر دولتی که سرکار می آید خود را وفق می دهند کم نیست تا آنجائی که وقتی در محیط کار سخن از بعضی از مدیران به میان می آید که پس از ورود به محیط اداری پله های ترقی را به سرعت پیموده و پس از گذشت سالها همچنان دربالای قله اداری ایستاده اند این شوخی بر زبانها رایج است که هیچ دولتی فلانی را نمی تواند عوض کند مگر حضرت عزرائیل کاری بکند . 2- اخیرا" در تعدادی از شعبات بانکها در سطح شهر دستگاه نوبت دهی گذاشته اند که مراجعین به محض ورود ابتدا به این دستگاه مراجعه می کنند و دستگاه با فشار دکمه ای ضمن عکس برداری چهره جهت جلوگیری از تقلب ، قبضی را در اختیار مشتری قرار می دهد که ساعت ورود و تعداد کسانی که در نوبت هستند را نشان می دهد . این اقدام از چند جهت قابل ستایش است . یکی اینکه کرامت مشتریان حفظ میشود و لازم نیست مثل سابق پشت باجه ها از سر و کول یکدیگر بالا بروند و همینطور افراد ضعیف و ناتوان نیز از رنج ایستادن در صف معاف شده اند و دستگاه هیچ گونه تبعیضی قائل نمی شود . دوم اینکه در بانک هائی که تعداد مراجعین زیاد است با مشاهده تعداد افرادی که نوبتشان جلوتر از شماست می توانید برای وقتتان برنامه ریزی کنید . مثلا اگر خرید یا کار دیگری دارید بروید انجام دهید و به موقع برگردید و کار بانکی اتان را هم انجام دهید . به هر حال انسان نمی تواند نسبت به محیط پیرامون خود بی تفاوت باشد و همانطور که از کاستی ها و کجرویها احساس انزجار می کند به همان نسبت از گامهای مثبت و مردم سالارانه احساس سرور و رضایت دارد .
+ نوشته شده در دوشنبه بیست و هشتم آبان 1386ساعت 10:53  توسط علی تیماس
|
روبروی مرکز مخابراتی بلال منتظر تاکسی بودم . پراید زرد رنگ ایستاد . دو مرد در صندلی های عقب قرار داشتند . کنار من هم خانمی منتظر تاکسی بود . من هم در عقب را گشودم و خانم هم صندلی جلو نشست . راننده سلام مرا به گرمی پاسخ گفت هم جواب خانم را داد . تاکسی تکمیل شده بود . تا چهار راه رسالت که همه مسافران پیاده شدند و من هم صندلی جلو نشستم . از چهار راه که گذشت چند مسافر ایستاده بودند و آنها را سوار کرد و با همه احوالپرسی گرمی داشت . کمتر راننده ای یافت میشود که با مسافران چنین برخوردی داشته باشد . بماند که بعضی حوصله پاسخ به سلام را هم ندارند . پیر بود حدود شصت سال . سرش را تکان داد و گفت : انگار همین دیروز بود که در اداره راه آهن استخدام شدم . چشم روی چشم گذاشتم سی سال تمام شد . راستی آن داستان گربه و جوجه یادت هست . گربه را بین که دم علم کرده گوشها تیز و پشت خم کرده .... این حکایت و داستان زندگی ماست . ما همان جوجه ایم و دنیا همان گربه است که در کمین ماست .. به میدان شهربانی رسیدیم . کرایه را تقدیم کردم . صد تومان کمتر از نرخ معمول حساب کرد . صد تومان را پس دادم و گفتم کرایه ام سیصد تومان است . مسافر دیگری هم پس از پرداخت کرایه اش خطاب به پیرمرد گفت : روز خوبی داشته باشی و در حالی که دور میشد پیرمرد جوابش داد که روزگار خوبی داشته باشی .
+ نوشته شده در یکشنبه بیستم آبان 1386ساعت 9:35  توسط علی تیماس
|
این مصاحبه در شماره ۲۲ هفته نامه گامرون به تاریخ ۱۲ مرداد ۸۴ چاپ گردید که به لحاظ اهمیت در این وبلاگ آن را مطالعه می کنیم .
مناسبت روز خبرنگار بهانه اي به دستمان داد تا به سراغ يكي از اولين هاي حرفه خبر نگاري در استان برويم .آقاي سيد رضا هاشمي رحيمي را از زماني كه افتخار شاگردي ايشان در مدرسه شبانه روزي شهيد علوي ميناب نصيبم شد مي شناسم .البته آن موقع علاقه و دوستي كه بين او و شاگردانش بود نه به خاطر حرفه خبرنگاري ايشان بلكه به خاطر منش و رفتار وي و تلاش براي ارتقاء دانش آموزان
كارش (موسسه رامين ) نگهداري مي كند و بين او و دوربينش يك رابطه عاطفي وجود دارد . آقا ي هاشمي اكنون از حرفه خبرنگاري بازنشسته شده است اما علاقمندي ايشان به امور فرهنگي همچنان باقي است وي به مدت 42 سال توزيع كتاب هاي درسي در ميناب را به عهده دارد و علاوه بر آن يكي از
+ نوشته شده در چهارشنبه نهم آبان 1386ساعت 0:34  توسط علی تیماس
|
|
|