|
به من بگو چرا؟ به من بگو چرا حوادث بعد از انتخابات بوجود آمد . چرا جهان غرب با تمام توان تبلیغاتی با تقلب در اخبار و جعل سعی در افزایش تنش های موجود داشت . چرا برای اولین بار دو تن از کاندیدای ریاست جمهوری به رای مردم تمکین نکردند . چرا شبکه های ماهواره ای فارسی به خصوص صدای آمریکا و تلوزیون بی بی سی از طریق مصاحبه با افرادی معلوم الحال به تفسیرهای جانبدارانه روی آوردند . چرا سعی داشتند با پوشش وسیع خبری یک گروه اقلیت را بر اکثریت برتری دهند . چرا دهقانان به احمدی نژاد رای دادند . چرا طبقه اشراف حامی میرحسین بودند . چرا تعداد زیادی از خبرنگاران و روزنامه نگاران نتوانستند با جامعه خود ارتباط داشته باشند و تابلو اشتباه را در برابر مخاطبان خود گذاشتند . چرا سه کاندیدای ریاست جمهوری علیه یک نفر دیگر جبهه گرفتند . چرا نتیجه انتخابات را در کام مردم تلخ کردند . چرا تلوزیون ماهواره ای رنگارنگ در سه سال پیش شروع به کار کرد و چرا در انتخابات حامی یک رنگ بود و اصلا" چرا رنگ ؟ به من بگو چرا روزنامه نگاران در غرب جایزه می گیرند که دروغ بگویند و در ایران مجازات میشوند اگر حقیقت بگویند . چرا رهبر انقلاب در خطبه های نماز جمعه وجود فساد در بعضی دستگاه ها را تائید کرد و بر لزوم مبارزه با آن تاکید کرد . چرا قانون را فصل الخطاب قرار داد و چرا همگان را به هوشیاری در برابر توطئه ها فرا خواند . چرا برخی می خواهند ایران افغانستان دوم باشد و از یک کشور آشوب زده حمایت می کنند . چرا اصل بیست و هفتم قانون اساسی در دولت های گذشته فراموش شده بود . چرا نمی توان از خشونت علیه اجتماعات بهره برد . چرا دنیای سیاست اینقدر پیچیده است و آزمون بعدی ملت ما چگونه خواهد بود ؟
+ نوشته شده در شنبه سی ام خرداد 1388ساعت 22:58  توسط علی تیماس
|
مرتضی تصمیم می گیرد جوانی که حالا سی و اندی از بهار سالها را پشت سر گذاشته و می خواهد در دور دیگری از سرنوشت تصمیم بگیرد . اهالی روستا و خانواده اش را هم باید به طرف انتخاب درست بکشاند . او زیاد از ارقام و اعداد نمی داند ولی در عین حال از روش مقایسه بهره می برد . با خودش حساب می کند که این دولت ظرف چهارسال حضورش چه کرده و دولت های گذشته چه کردند. اولین مورد را به خاطر می آورد . شش سال پیش در دولت خاتمی مریض شده بود و روزی که افتان و خیزان برادران او را تا اورژانس رسانده بودند و همانجا بود که به اطرافیانش گفته شد که اول باید پول به حساب بیمارستان واریز کنید و مرتضی با آن حال نزارش همین را شنیده بود و دردش را کمی از تحمل بالاتر دیده بود . مرتضی بعد از چند روز بستری در حالی که بیش از پانصد هزارتومان بدهکار بیمارستان شده بود و آن مبلغ را هم نداشت و اساسا" کاری نداشت که بتواند آن مبلغ را بپردازد .به کمک خانواده اش مسئله حل شد و مرتضی همواره فکرش مشغول بود که چه طور از شرمندگی اطرافیان خارج شود و برای آنها جبران کند . این موضوع گذشت تا دو سال پیش در دولت احمدی نژاد دوباره همان بیماری لعنتی به سراغش آمده بود . مرتضی ابتدا سعی کرد بیماری اش را از ترس مخارج بیمارستان پنهان کند ولی این پنهانکاری مرتضی دیری نپائید . چون درست روز بعد هنگامی که از اتاق خارج میشد سرگیجه حاصل از فشاربیماری او را دم در اتاق به زمین کوبیده بود . مادرش دستپاچه شده بود و اگرچه شش سال پیش تلفنی نبود که به کسی خبر دهد اما حالا یک گوشی تلفن روستائی در خانواده روستائی نعمت بزرگی بود تا او به مدن بگوید که مادر یک زنگ بزن برادرت بیاید مرتضی را ببرد که حالش خیلی بد شده و ساعتی بعد که او را به شهر می بردند مادر کارت بیمه روستائی را را در جیب کتش گذاشته بود تا شاید به کارش بیاید . این بار بیمارستان بدون دریافت پول او را بستری کردند و نهایتا" چند روز بعد در حالی که اطرافیان با توجه به سابقه قبلی نگران مخارج بیمارستان بودند وقتی نامه تسویه حساب بیمارستان را گرفتند مرتضی فقط بیست هزارتومان بدهکار بیمارستان بود . خود مرتضی و اطرافیانش در تعجب بودند در حالی که خودشان را در مقابل هزینه ملیونی می دیدند . به حسابدار بیمارستان گفتند ببخشید اشتباه نشده و جواب شنیدند که هزینه ها را از محل صندوق بیمه روستائیان دولت پرداخت می کند . مرتضی با خودش گفت چه تفاوتی در دولت قبل و دولت فعلی وجود دارد که یکی آن طور و دیگری این طور . همچنین مرتضی به یادش آمد که او سهامدار است و از طرف دولت سهام عدالت گرفته که تا حالا هیچ دولتی به او و خانواده اش چنین کمکی نکرده است . کمک های غیر نقدی دولت هم در نظرش آمد حداقل بخشی از مخارج خانواده را دولت متقبل شده بود و اگرچه این کمک ها کفاف زندگی را نمی کرد اما وضع نسبت به گذشته خیلی فرق کرده بود . او حتی از اینکه بچه های روستا دیگر در حسرت داشتن یک گوشی موبایل مجبور نبودند پانصدهزارتومان پول نداشته را به مخابرات بدهند تا صاحب یک گوشی موبایل شوند از اینکه با ده دوازده هزارتومان بچه ها صاحب موبایل شده اند خوشحال بود . او پیش خودش فکر می کرد چرا دیگران قبل از احمدی نژاد آمدند و رفتند ولی هیچ توجهی به جامعه روستائی نکردند . آنها هم پول نفت در اختیارشان بود . آنها هم در شعارهاشان گفته بودند که دلشان برای مستضعفین می سوزد ولی وقتی به قدرت رسیدند تنها چیزی که فراموش کردند مستضعفان بودند . نه . مرتضی نمی توانست یک نمک نشناس باشد . او طعم عدالت را کمی چشیده بود و دیگر حاضر نبود دلش را با شعارهای واهی دیگران خوش کند . او از چرخه سوخت هسته ای تا پرتاب ماهواره و پیشرفت علمی کشور خبر داشت . او از عزت و اقتدار دولت ایران نزد جهانیان آگاه بود و اکنون می دانست که چرا باید در این مرحله از سرنوشت تصمیم درست را بگیرد . خصوصا" بعد از مناظره های تلوزیونی وقتی دیگرکاندیداها نتوانسته بودند از عملکرد گذشته خود دفاع کنند ایمانش به احمدی نژاد بیشتر شده بود و حالا تصمیم خود را گرفته بود . به همین جهت موبایلش را از جیب خارج کرد و در پیامی به کلیه بچه های روستا نوشت " چو ایران نباشد تن من مباد . بمان دولت خوب احمدنژاد "
+ نوشته شده در دوشنبه هجدهم خرداد 1388ساعت 2:50  توسط علی تیماس
|
مناظره چهارم و پنجم در این فاصله دو مناظره دیگر را بین کاندیداها شاهد بودیم . مناظره چهارم بین آقایان احمدی نژاد و کروبی برگزار شد . آقای کروبی که متاسفانه یا مشورت نگرفته بود یا هم مشاوره غلط گرفته بود با شروع بحث در مورد مسائل شخصی رئیس جمهور و مواردی که هیچ ارتباطی با عملکرد دولت نداشت با توضیح و تفصیل تمام داد سخن سرداد . نکته جالب این بود که در حالی که دقایق مهدی کروبی با این مباحث باطل تلف می گردید احمدی نژاد با لبخندی دلنشین شنونده داستان پردازی رقیب انتخاباتی خود بود . اتفاقا" رئیس جمهور بیش از یک دقیقه وقت برای پاسخ به کروبی نگذاشت و به عملکرد دولت خود پرداخت و با مقایسه عملکرد دولت خود با دولت های پیشین از وقت پیش رو به درستی استفاده نمود . بار دوم نوبت به کروبی رسید و ظاهرا" کروبی دست بردار نبود . چنین به نظر می آمد که او واقعا" به دنبال ایرادات خود هدفی را جست و جو می کرد که هر چه بیشتر آن را پی می گرفت کمتر نتیجه می گرفت . کروبی بار دیگر با حمله به دولت به طرح مسئله سیاست خارجی و هولوکاست . سفر رئیس جمهور به کشورهای عربی و نوشتن نامه به روسای جمهوری آمریکا اشاره نمود و همینطور اتهام رئیس جمهور در خصوص پرداخت وام چهل ملیون تومانی به وزیر کشور و سیصد میلیون تومان در شهرداری تهران سخن گفت . احمدی نژاد وقتش را به گونه ای تنظیم کرد که هم پاسخ کروبی را بدهد و هم عملکرد دولتش را کامل نماید . وی در پاسخ به کروبی گفت بیائید بررسی کنید اگر وزیر کشور یک ریال هم از بانکها وام دریافت نموده باشد هر چه هست همه مال آقای کروبی و اطرافیانش باشد . وی گفت اگر حتی افراد خانواده اش هم تخلفی کنند دستگاه قضائی شدیدترین برخوردها را انجام دهد و به آقای کروبی گفت هر نوع سند و مدرکی دارد آنها را در روزنامه اش چاپ کند . سپس رئیس جمهور از کروبی خواست که ماجرای پول گرفتن از شهرام جزایری را توضیح دهد . کروبی به جای پاسخ در حالی که برافروخته بود به مسائل دیگر پرداخت و از جواب در خصوص شهرام جزایری خودداری کرد . احمدی نژاد در بخش بعدی از سخنان از همه کاندیدا ها خواست که اموالشان را در حضور ملت بیان کنند و بگویند چقدر ثروت دارند و هزینه ستاد آنها از کجا تامین میشود . وی همچنین از کروبی در مورد زندان بنیاد شهید که کروبی مسئول وقت آن بود پرسید . از اینکه خانه او کجا بوده و اکنون کجا هست . ظاهرا" رئیس جمهور تناقض آشکاری بین شعار حقوق شهروندی و زندان تحت نظر کروبی یافته بود و اشاره ای به فرمایشات مولا علی (ع ) که سفارش می کند رهبران جامعه اسلامی باید سطح زندگی مساوی سایر مردم داشته باشند و آقای کروبی را در تنگنای پاسخ به این پرسشهای سخت قرار داد . البته کروبی هم جواب قابل قبولی که بیننده را قانع کند نداد و همین مسئله باعث شد که روز بعد از مناظره بخش قابل توجهی از آرای وی به سبد احمدی نژاد بریزد . مناظره پنجم که بین آقایان کروبی و موسوی برگزار شد یادآور اولین جلسه مناظره سرد بین کروبی و رضائی بود . با این حال موسوی از وقتش نهایت استفاده را برد وی که در غیاب رئیس جمهور تیغ تیز انتقاد را متوجه احمدی نژاد کرده بود بارها با تذکر مجری برنامه مواجه شد و حتی یک بارهم چنان عصبانی شد که با پرخاش به مجری وی را به جانب گیری یک طرفه متهم کرد . در حالی که مجری گفت او وظیفه دارد قانون را به وی یادآوری کند . ظاهرا دو کاندید هم سو و هم نظر بودند و دو سوم وقت موسوی صرفا" جهت حمله به دولت اختصاص یافت . با این حال انتظار بینندگان که شدیدا" منتظر شنیدن سخنان موسوی در خصوص راهکارهای وی برای مبارزه با آن چیزی که خودش مورد انتقاد قرار می دهد برآورده نشد و تنها با معرفی یک کتاب که معلوم نیست توسط چه کسی تنظیم شده است گفت که روزهای آینده این کتاب توزیع میشود . این مناظره هیچ برنده ای نداشت و گمان نمی رود در جابجائی آرای اصلاح طلبان بین این دو کاندیدا تاثیری گذاشته باشد . در ضمن کروبی بار دیگر تاکید کرد که تا آخرین روز انتخابات در صحنه حضور دارد . از آنجا که ممکن است فرصتی دیگر تا روز انتخابات جهت درج مطالب جدید در نشریه نداشته باشم لازم می دانم در چند خط آینده آخرین مسائل را بیان نمایم . تا اینجای کار به نظر می رسد که آقایان احمدی نژاد و میرحسین موسوی اقبال بهتری از دو نامزد دیگر دارند به طوری که اکنون احمدی نژاد بالای شصت درصد و موسوی هم بالای بیست درصد از کل آرا ی کشور را در اختیار دارند که ممکن است تغییرات جزئی هم داشته باشد اما می توان گفت در صورت حضوراحمدی نژاد در دولت بعد سیاستهای اصل 44 ، علمی نمودن فعالیتهای موجود ، توجه بیشتر به اقشار آسیب پذیر ، بهبود روابط بین الملل و تثبیت مسئله هسته ای همراه با افزایش عزت و اقتدار ایران در سطح منطقه و جهان اولویت های دولت وی خواهد بود . اما در صورت حضور موسوی اگرچه وی انتقادات زیادی علیه دولت فعلی مطرح می کند و من هم برای وی همانطور که بارها گفته ام احترام زیادی قائل بوده و هستم اما همچنان نگران هستم . نگرانی که من دارم این است که او توسط چندگروه قدرتمند در ساختار قدرت حمایت میشود که فردای بعد از انتخابات هر یک از این گروه ها به دنبال سهم خواهی خود خواهند بود . دولت وی همواره با یک نزاع درون جناحی درگیرخواهد بود و فرصتی برای اصلاح امورکشوردست نخواهد داد و بنابر این چهار سال از عمر ما و تاریخ ما با کمترین پیشرفت ممکن خواهد بود . هیچ بعید نیست در فقدان یک وحدت داخلی روند فعلی پیشرفت هسته ای در فرآیند معکوس قرارگیرد و موفقیتی را که با خون دل بدست آورده ایم از دست بدهیم . اعتقاد من این است که مهندس موسوی باید تا چهارسال دیگر صبر می کرد و خودش را رودرروی احمدی نژاد قرار نمی داد ولی حالا هم اگر به نفع احمدی نژاد کنار برود تلاشهایش برای دورآینده محفوظ خواهد بود . امیدوارم این تحلیل را بی هیچ غرضی نوشته باشم و رنجش هیچ شخص و گروهی را به دنبال نداشته باشد . دوستان بارها و بارها پرسیده اند که چرا انتخاب من احمدی نژاد است و به من یادآوری می کنند که تو در این دولت به زندان رفتی . اتفاقا" دغدغه مشترک من و دولت یکی است و هم زندانی شدن من و هم انتقادات تند به دولت در مسئله مشترکی به نام مبارزه با فساد در بخش هائی از حاکمیت خلاصه می شود و من هم گفته ام که تلاشهای دولت همواره مورد تائید من است . از حق نگذریم و ناسپاس نباشیم که دولت او با سه دولت گذشته تفاوت های اساسی داشت و همین تفاوتهاست که حضور او را برای چهارسال دیگر در عرصه مدیریتی کشور قابل توجیه می کند .
+ نوشته شده در دوشنبه هجدهم خرداد 1388ساعت 2:47  توسط علی تیماس
|
مناظره تا کنون سه مناظره بین کاندیداها ی ریاست جمهوری برگزار شده است . مناظره اول بین آقایان رضائی و کروبی بیشتر به مصاحبه شبیه بود و هر دو نفر به طرح دیدگاههای اقتصادی و اجتماعی خود مشغول بودند ضمن اینکه انتقادات خود را هم پنهان نکردند و با طرح دانشجویان ستاره دار سعی کردند دل این گروه از رای دهندگان را بدست آرند . مناظره آنها چندان گرم نبود و دو کاندید تقریبا" در همه زمینه ها با اختلافات جزئی با هم موافق بودند . دومین مناظره و مهمترین آنها که عده زیادی را به پای شبکه های تلوزیونی کشاند مناظره بین آقایان موسوی و احمدی نژاد بود . این مناظره با سخنان دکتر محمود احمدی نژاد آغاز و با سخنان موسوی پایان یافت . احمدی نژاد که به نظر می آمد کاملا" خودش را برای این مناظره آماده کرده است با سوال از میرحسین که آیا مشکلات کنونی که مورد انتقاد اوست در دولتهای سابق نبوده و آیا او دولتی بی عیب و نقض تحویل گرفته میر حسین را به چالش کشید . همچنین احمدی نژاد خطاب به ملت از حضور دو دولت گذشته هاشمی و خاتمی پشت سر موسوی و تلاش آنان برای تخریب دولت خبر داد . احمدی نژاد اشاره نمود که بیش از سیصد و بیست هزارمطلب انتقادی و غرض آلود علیه او در مطبوعات به چاپ رسیده که در دولت های گذشته بی سابقه است .سپس موسوی که سعی داشت با چهره ای عاری از عصبانیت سخنانش را بیان نماید سیاست خارجی دولت را مورد حمله قرار داد و از جمله به آزادی گروگانهای انگلیسی اشاره نمود که به آنها کت و شلوار داده اند و آنها را آزاد کرده اند . همچنین از حضور کردان با مدرک جعلی در وزارت کشور انتقاد نمود . دکتر احمدی نژاد با دفاع از آزادی گروگانها اشاره به نامه عذرخواهی رسمی و کتبی تونی بلر نخست وزیر وقت انگلیس نمود که اشتباه نیروهای نظامی را در ورود به آبهای ایران پذیرفته و خواهان گذشت ایران شده بود . احمدی نژاد در پاسخ به مدرک جعلی کردان با ذکر اینکه متاسفانه گروه عظیمی از مدیران کشور در دولت های گذشته با دریافت این مدارک بی ارزش به واسطه دانشگاه آزاد در مناصب مختلف دولتی حضور داشته اند کردان را یکی از آنها معرفی کرد و سپس مدرکی را در همین خصوص به آقای موسوی نشان داد و گفت این خانم با استفاده از همین مدرک به ریاست دانشگاه رسیده و از بیت المال حقوق دریافت نموده . موسوی نیز در پاسخ به دفاع از همسرش پرداخت و گفت که او برای مدرک دکترای خود زحمت کشیده و هشت سال تلاش نموده . موسوی در خصوص خودی و غیر خودی و ستاره دار بودن بعضی دانشجویان هم سخن گفت که احمدی نژاد گفت این مسئله ستاره دار بودن از زمان حضور دکتر معین وزیر علوم خاتمی در دانشگاه رایج شده است و دولت او با مصوبه ای آن را اصلاح کرده است . در سومین مناظره که بین آقایان رضائی و موسوی برگزار شد فضای مناظره آرام بود و به همین جهت انتظار می رفت آقای موسوی به طرح دیدگاههای اقتصادی و اجتماعی بپردازد و علیرغم پرسش های مکرر آقای رضائی از آقای موسوی در خصوص برنامه های اقتصادی دولتش هر بار آقای موسوی از پاسخ مستقیم به سوالات طفره رفت و گویا هیچ طرح اقتصادی در این زمینه ندارد و شنونده و بیننده را قانع نمی کرد . مناظره بین این دو تا آخر وقت پایانی خود بدین منوال بود و سوالات رضائی و پاسخ های مبهم موسوی سبب تقویت این گمان می شود که او واقعا" تمایلی به حضور در دولت ندارد و صرفا" تحت فشار عده ای از اطرافیان خود به این میدان رقابت سوق داده شده است . دلایل موسوی برای اعلام حضورش کافی نبود و به همین جهت به نظر می رسد او نیز بخشی از پروژه طراحی شده تحت عنوان " هر کس غیر از احمدی نژاد" باشد
+ نوشته شده در جمعه پانزدهم خرداد 1388ساعت 11:6  توسط علی تیماس
|
|
|